فینال حذفی پاسخ  به پرسش‌های تاریخی!
فینال حذفی پاسخ  به پرسش‌های تاریخی!

      احسان محمدی/ نزدیک به ۵۰ سال است تیم ملی فوتبال ایران قهرمان جام ملت‌های آسیا نشده است. نیم قرن! نزدیک به ۳۰ سال است که هیچ تیم باشگاهی از ایران قهرمان جام باشگاه‌های آسیا نشده است. یعنی آخرین باری که یک تیم باشگاهی ایرانی قهرمان آسیا شد، اکثر بازیکنان فعلی که در […]

 

 

 

احسان محمدی/

نزدیک به ۵۰ سال است تیم ملی فوتبال ایران قهرمان جام ملت‌های آسیا نشده است. نیم قرن! نزدیک به ۳۰ سال است که هیچ تیم باشگاهی از ایران قهرمان جام باشگاه‌های آسیا نشده است. یعنی آخرین باری که یک تیم باشگاهی ایرانی قهرمان آسیا شد، اکثر بازیکنان فعلی که در لیگ توپ می‌زنند حتی به دنیا نیامده بودند. حسرت صعود به المپیک هم دیگر به یک عادت تبدیل شده. همیشه می‌گوییم این بهترین نسل ماست و باز دست‌مان خالی می‌ماند.
این موضوع محصول ناداوری و توطئه حریفان است که در AFC نفوذ دارند؟ (چیزی که بسیاری اوقات رسانه‌ها به خوردمان می‌دهند و عده کثیری باورش می‌کنند چون ایرانی هرگز در مسابقات ورزشی شکست نمی‌خورد، اگر هم شکست بخورد حتماً چیزی از ارزش‌هایش کم نمی‌شود و حریف لابد تقلبی کرده است)! آیا فاصله گرفتن ژاپن و کره‌جنوبی و ساختار حرفه‌ای فوتبال آنها که در لیگ حتی به چین هم سرایت کرده و حالا باشگاه‌های عربی هم به آن پیوسته‌اند اتفاقی است؟
فینال جام حذفی ایران و حواشی قبل و بعد از آن برای بررسی این پرسش‌ها کافی است. این فینال در بالاترین سطح فوتبال ایران میان دو تیم قدیمی، ریشه‌دار و پرهوادار برگزار شد. قبل از شروع بازی، مدیرعامل تراکتور به استقلال تاخت و عنوان کرد مدیرعامل حریف را نمی‌شناسد و گفت نقشه دارند تیم تهرانی را قهرمان کنند. از آن طرف سعادتمند مدیرعامل باشگاه استقلال بیان داشت اگر تیم قهرمان نشود، دست به تعویض مربی می‌زند، فرهاد مجیدی پاسخ داد هر نتیجه‌ای رخ بدهد می‌رود و چند متلک هم نثار مدیرعامل کرد.
در حالی که گفته می‌شد ورود تماشاگر ممنوع است، بیشتر از صد نفر روی سکوها نشستند. سرمربی تراکتور که برخلاف نامش بسیار هم شلوغ است، با اعتراض‌های بیهوده اخراج شد، به داور حمله کرد، به سینه ناظر کوبید و یک جنجال تمام‌عیار ساخت. رسانه‌ها نوشتند دقیقه ۷۰ مسعود شجاعی، کاپیتان تراکتور حتی موقع بالا رفتن تابلوی تعویض حاضر نشده از زمین بیرون برود و لنگ‌لنگان تا آخرین ثانیه بازی کرد و چقدر هم بد بازی کرد! اشکان دژاگه که از تعویض خودش شگفت‌زده شده بود اعتراض کرد، تبلیغات زشت و دل‌آزار روی سکوها را پر کرده بود، بازیکن جوان این تیم هم دقایقی بعد از حضور در زمین تعویض شد، به بطری‌ها لگد زد و قهر کرد، برای دقایق طولانی بازیکنان تیم تبریزی خودشان را روی زمین دراز می‌کردند و بازی را از نفس می‌انداختند. ساکت الهامی در گفت‌و‌گوی پس از بازی عنوان کرد یک نفر -در قامت خائن- آنالیز تیمش را به استقلالی‌ها داده است، بازیکنان استقلال هنگام ترک مشهد با یک هوادار درگیری فیزیکی پیدا کردند و…
این تنها گوشه‌ای از اتفاقات کاملاً معمولی در بالاترین سطح فوتبال ایران است؛ در فینال جام حذفی. این نشانه‌ها مثل آن است که یک نفر تب و لرز داشته باشد، خون بالا بیاورد، دست و پایش بلرزد، قادر به خوردن غذا نباشد، بینایی‌اش را از دست بدهد، تعادل نداشته باشد و… بعد هم مدعی شود سالم است و بخواهد در مسابقه دوی ۱۰۰ متر المپیک شرکت کند و مدعی کسب عنوان قهرمانی هم بشود!
این ساختار معیوب و پر از ایراد قطعاً خروجی خوبی نخواهد داشت. چرا از آن انتظار معجزه داریم؟ ممکن است در نتیجه خلاقیت فردی به موفقیت‌های گاه‌به‌گاه و پراکنده دست پیدا کنیم اما امکان ندارد بتوانیم به‌صورت مستمر به نتایج آبرومند دست پیدا کنیم. اولین شرط برای بازگشت این قطار به ریل این است که باور کنیم از ریل خارج شده و در دره سقوط کرده است؛ امری که بشدت مقابل آن مقاومت می‌کنیم بعد هم گله می‌کنیم که چرا قطار به ایستگاه بعد نمی‌رسد!