ناگفته پیداست که، اقتصاد ایران ازمحیط اجتماعی و سیاسی کشورجدا نیست و نمیتوان مسائل اقتصادی را فارغ از موضوعات اجتماعی درنظرگرفت چراکه این شاخصها درکنا هم، اقتصاد یک کشور را شکل داده و فضایی نهادی را ایجاد میکنند. بنابراین، اولین تفاوت ایران دهه ۶۰ با ایران دهه کنونی این است که فضای انقلابی حاکم برجامعه دردهه ۶۰ سبب گردید که سرمایه اجتماعی سیستم حکمرانی نزد مردم با شروع دوران دفاع مقدس تقویت شود. در آن دوران، عموم مردم روحیه فداکاری و ایثاردرراه اهداف انقلاب داشتند و به همین دلیل، همبستگی جمعی میان مردم نیز بسیارقوی بود. وفاداری، اعتماد و تبعیت ازدستورات امام امت و دیگر مسئولان، ازجمله خصیصههای مردم درآن دوران بود. علاوه براینها، مردم درآن زمان، امید زیادی برای ساختن جامعهایدهآل با ویژگیهای اسلامی مانند، عدالت و برابری داشتند.
اما درست برخلاف آن زمان، درسالهای اخیر، جامعه به دلیل رشد منفی اقتصادی و رکود شدید، بسیارناراضی شده و نارضایتی گسترده مردم باعث تعمیق و گسترش شکافهای گوناگون درجامعه شده است. همچنین مردم نسبت به همه چیزبیاعتماد هستند و از سوی دیگر جنگ روانی و نفوذ عوامل بیگانه و کارشکنی در ردههای مختلف نظام اداری این احساس را تشدید کرده است، بطوری که جامعه تا حد زیادیامید خود به آینده را از دست داده و این یکی از تفاوتهای برجسته و کلیدی میان دهه ۶۰ و دوران کنونی است.
با توجه به شرایط اقتصادی و روحی و روانی حاکم برجامعه، نه تنهاتصمیمگیری که حتی بر زبان آوردنایدههایی چون واگذاری زیرساختهای حیاتی به بخش خصوصی، آغاز پروژه نارضایتی عمومی در سطح جامعه است. زیرا سرمایهگذاران و شرکتهای خصوصی حق دارندبرای تأمین سود خود قیمتگذاری کنند و نمیتوان آنها را به سرمایهگذاری ترغیب نموده و درعین حال از آنها بخواهید به درآمدی اندک قناعت کنند، زیرا این درخواست با روح سرمایهداری درتضاد و تعارض است.
بنابراین پیروی از الگوهای غربی که البته بارها آزمایش شدهاند، ازدست رفتن سرمایه اجتماعی فراهم آمده بعد ازجنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان اخیر را در پی خواهد داشت.
مخصوصاً اینکه برخی مقامات دولتی ( با بیتدبیری یا عامدانه )درپی واگذاری زیر ساختهای اساسی و حیاتی مثل آب، برق، جاده و مواردی از این دست به بخش خصوصی هستند. این درحالی است که حوزههای متعدد دیگری وجود دارندکه محدود کردن تصدیگری دولت درآنها بسیارعاقلانه است، اما دست بردن در سفره و درزندگی روزمره مردم نتایجی پردامنه و بسیارخطرناک خواهد داشت.
الگوهای کاپیتالیستی ممکن است برروی کاغذدرست به نظر برسند، اما درعمل به حذف و تضعیف بخش بزرگی از محرومان جامعه منجر خواهند شد.
ما بدون تردید میتوانیم راههای میانهای مطابق با اقلیم اقتصادی و اجتماعی خاص خودبیابیم. ضمن آنکه درصلاحیت معاون محترم رئیس جمهور نیزتردیدی نیست، اما واگذاری امورحیاتی مردم به بخش خصوصی، که یقیناً ازسوی برخی مشاوران بهایشان پیشنهاد شده، تصویری هولناک و مهیب از آینده به دست میدهد که هیچ فرد عاقلی به سوی آن نخواهد رفت.
در رد و نفی نظام دستوری دولتی و در مدح و ثنای سیستم رقابتی و بازار آزاد بسیارگفته و نوشتهاند. اما قبول کنیم که اقتصاددانهای مدافع بازار آزاد نیز درهنگامه جنگ میانهروتر میشوند؛ چراکه اولین وظیفه دولت تأمین نیازهای اولیه مردم است. ممکن است که اقتصاد ایران، بستهتر از دهه ۶۰ شده باشد یا نرخ تورم کشور درمقایسه با آن زمان، افزایش چشمگیری یافته باشد. حتی ممکن است که هراس اقتصاددانان از تبعات جنگ پیشرو بسیار زیاد باشد؛ اما هرگز قرار نبوده، جمهوری اسلامی که نظام شکل گرفته از سوی تودههای رنج کشیده و نه چندان برخورداراست، چیزی شبیه کشورهای سرمایه داری شود، و بعد از پنج دهه جانفشانی این مردم برای انقلاب و کشور، بکلی سرمایه اجتماعی ملتی وفادار و سختی کشیده را نادیده گرفت و به بهانههای ظاهراً موجه به اعتماد آنها پشت پا زد.
- نویسنده : محمد عمرانی روزنامهنگار و فعال اجتماعی


















































































































































































































