پس از ترور سردار قاسم سلیمانی، نماد ایران برای پرونده نفوذ منطقه ای، این کشور در معرض اتفاقات جدیدی در نمادهای دیگر پرونده های جدال برانگیزش، بویژه برنامه های هسته ای و موشکی قرار گرفته است. ایالات متحده می خواهد پشت اسرائیل پیامهای جدیدی را متوجه تهران کرده و آن را وادار به […]
پس از ترور سردار قاسم سلیمانی، نماد ایران برای پرونده نفوذ منطقه ای، این کشور در معرض اتفاقات جدیدی در نمادهای دیگر پرونده های جدال برانگیزش، بویژه برنامه های هسته ای و موشکی قرار گرفته است.
ایالات متحده می خواهد پشت اسرائیل پیامهای جدیدی را متوجه تهران کرده و آن را وادار به عقب نشینی از پذیرش مذاکره در زمانی نزدیک کند. در زمان حاضر، «حزب جنگ» در دولت آمریکا تلاش می کند تا حد امکان در ماههای آینده مانع از تکمیل برنامه های هسته ای و موشکی ایران شده و فشار سختی به آن وارد کند. در تهران، همچنان شاهد «سرپوش گذاری سازنده» هستیم و نگاهها متوجه آن است که گزارش های شورای عالی امنیت ملی ایران در این باره به کجا می انجامد. ایران حتی اگر مقابله مستقیمی را که به نفع «حزب جنگ» در آمریکاست انتخاب نکند، بعید نیست که به انجام واکنش هایی از نوع «پیچیده» روی بیاورد، یعنی ضرباتی حساس و نمادین بدون هیچ نشانی. در این میان، به دلیل خطر پاسخ ایران، اسرائیل وارد حالت آماده باش شده است.
دو موسسه سیاسی و امنیتی در اسرائیل، پس از انفجار در نطنز، تلاش می کنند عکس العمل احتمالی ایران به این اتفاق را بررسی کنند.
چند سال پیش، دولت عبری در جلسه ای به بررسی میزان عقلانیت نظام ایرانی پرداخت، که در آن وزیر امنیت وقت اسرائیل، ایهود باراک، بنی گانتس و رئیس موساد، مئیر دغان، حضور داشتند و همگی بر عقلانیت نظام ایران شهادت دادند.
در آن زمان دغان تاکید کرد که نظام ایران یک نظام عقلانی است، اما مقصود از آن، عقلانیت و تفکر غربی نیست، بلکه عقلانیتی است که بایدها و قید هایی را مشخص کرده و بین بایدها و نبایدها توازن برقرار می کند. از دیدگاه مسئولان اسرائیلی، نظام ایران شرایط را به دقت بررسی می کند و در این مسیر، رهبری و شخصیتهای بلند پایه دیگری، تصمیم گیری کرده و در اجرای تصمیمات خود به غایت جدی هستند.
ایران توانست به غنی سازی ۲۰ درصدی اورانیوم دست یافته و چتری را برای حمایت از برنامه های هسته ای خود، از طریق تکیه بر سیاست بازدارندگی فراهم کند، که این سیاست، مانعی است برای جلوگیری از حمله نظامی مستقیم آمریکا و اسرائیل به این کشور. بر این اساس، ایران توانست این اصل را در بین موسسات سیاستگذاری بین المللی و منطقه ای تثبیت کند که هر گونه حمله نظامی به برنامه های هسته ای اش، به یک مقابله نظامی گسترده تبدیل می شود که تمام منطقه را درگیر می کند، آنچه که تا کنون مانع از تحرکات دشمنانش شده است. اما در عوض، جبهه مخالف و دشمن تهران، به گزینه ها و ضربات موضعی و مقطعی روی می آورند، هر چند که این گونه اقدامات آنها نمی تواند برنامه های هسته ای ایران را متوقف کند.
به عقیده تحلیلگران اسرائیلی، در سایه کاهش محبوبیت رئیس جمهور آمریکا طبق آخرین نظرسنجی ها، هر گونه پاسخ دراماتیک ایران، خدمت بزرگی به ترامپ خواهد بود، که باعث می شود نگاهها از شکست وی در سیاستهای داخلی و خارجی اش منحرف شده و متوجه ایران شود؛ از این رو، به نظر می رسد تا زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ایران آتش بس را انتخاب می کند و پاسخ دادن در زمان فعلی را به مصلحت خود نمی داند.
در مقابل، مسئول سابق بخش پژوهش های موساد، تعدادی سناریو برای پاسخ ایران به حمله به نطنز مطرح می کند، که بین افزایش سطح غنی سازی ایران تا ۲۰ درصد و واکنش سایبری و سرّی این کشور، تا شلیک موشک یا حمله پهپادی علیه اسرائیل، عربستان یا تاسیسات آمریکا در منطقه خلیج فارس، در نوسان است.


















































































































































































































