زهرا حسنلو/ طبق نظر کارشناسان، رسانهها به دلیل قابلیت جذب مخاطب و جهتدهی به افکار عمومی یکی از موثرترین ابزارها در جنگهای پست مدرن محسوب میشوند. هر رسانه با توجه به اینکه هدف و ارزش خاصی را دنبال میکند در وضعیتهای مختلف میتواند بحرانساز یا بحرانزدا باشد، آرامش را به جامعه بازگرداند یا […]
زهرا حسنلو/
طبق نظر کارشناسان، رسانهها به دلیل قابلیت جذب مخاطب و جهتدهی به افکار عمومی یکی از موثرترین ابزارها در جنگهای پست مدرن محسوب میشوند. هر رسانه با توجه به اینکه هدف و ارزش خاصی را دنبال میکند در وضعیتهای مختلف میتواند بحرانساز یا بحرانزدا باشد، آرامش را به جامعه بازگرداند یا خود دلیلی بر ایجاد تشنج باشد.
حال در این روزها که جهان در قرنطیه کرونا بهسر میبرد، مغز و انگشتان یک عده در اتاق فکرها مشغول به کار هستند و کرونا چون توپ فوتبال، وسیله گلزنی و گاهی پاسکاری موثری برای رسیدن به اهداف آنهاست، بهراستی کدام تیمها در زمین مردم بازی میکنند، رسانههای داخلی یا خارجی؟
آنچه مشاهده میکنیم این است که رسانههای داخل مرتب مردم را بهآرامش دعوت میکنند و به گفته پزشکان نیز علاوه بر رعایت توصیههای بهداشتی، استرس و ترس سیستم ایمنی را تضعیف میکند این درحالی ست که در اقدامی متناقض در شبکههای مجازی و فارسی زبان خارجی اخباری رعبآور و اسفناک از ایران منتشر میشود. کار به جایی میرسد که عدهای از مردم دست به عملی غیر منطقیزده و از ترس ابتلا به کرونا، الکل صنعتی مصرف میکنند.
هدف شبکههایی چون «من و تو» و «بی بی سی» برای بسیاری از کارشناسان روشن است که چگونه در بحرانها تور ماهیگیری خود را پهن میکنند، اکنون هم عملا ایران را بجای چین منشا کرونا معرفی کرده و انتشار چنین اخبار دروغی برای بسیاری از هموطنان مقیم در خارج دردسر میشود بماند که اعتقادات ایرانیها را نشانه میگیرند و بهصورت ناشیانه اخباری جعلی از آیت الله بهجت در من و تو منتشر میشود و درنهایت مجبور به ضبط مجدد برای پاکسازی خطای خود میگردند یا انتشار برنامهریزی شده لیسزدن ضریحها توسط چند نفر و بسط دادن آن به ایرانی جماعت!
از حس به ظاهر وطنپرستانه رسانههای خارجی که بگذریم سخن دوست خوشتر است. کتمان نمیکنیم که در این چند سال صدا و سیما پیشرفت قابل توجهی داشته است و از آزادی بیان بیشتری نسبت به گذشته برخوردار شده اما کی زمان آن خواهد رسید که این سازمان همچون بخش نظامی جزو برترینها شود؟ آن هم سازمانی که باعث رشد افراد پرتلاشی چون آمنه سادات ذبیحپور و محمد دلاوری میشود که شبکههای خارجی را به ستوه میآوردند. عدم حضور نخبگان در تمام شبکهها یا بعضاً دستور توقف چنین برنامههایی ما را به این حدس وا میدارد که صداوسیما در برابر فشارها کوتاه میآید که این تلاشهای شبانهروزی این سازمان را زیر سوال میبرد و از اعتبار مردمی بودن آن میکاهد. در بحران کرونا نیز شاهد مصلحتاندیشیهای زیاد از حد و عدم تعادل در بیان اخبار هستیم که نتیجه آن بیخیالی مردم و حضور آنان در بازارهای عید میشود و زحمات گروه درمان و حتی برنامههای آگاهیبخشی خود صدا وسیما را بر باد میدهد.
از این سازمان انتظار میرود خود را به مردم نزدیکتر کنند و بهتر و بیشتر از قبل، تریبون مطالبات مردم از مسئولین باشند مطالباتی همچون تناقص میان کشف و تولید چندبرابری ماسک و نبود آن در داروخانه برخی استانها، بیخبری از نمایندگان مجلس استانها در بحران کرونا، البته این انتظار تکلیف را از دوش افراد برجسته و تاثیرگزار جامعه که میتوانند درشبکههایی چون توییتر اثر مثبتی داشته باشند بر نمیدارد، بلکه تلاش آنان ترغیب کننده صداوسیما نیز میباشد تا از این رسانهها جا نمانند. بهنظر میرسد صداوسیما در رقابت با رسانه قابل دسترس و همگانی فضای مجازی از نفس افتاده است.
طبق نظر کارشناسان ارتباطات و رسانه، با توجه به پیشرفت تکنولوژی و هوشمندتر شدن تمام اشیا و امکانات رسانهای در اختیار ما، صداوسیما باید یک بازنگری در شیوه اطلاعرسانی و برنامهسازی خود داشته باشد تا بتواند علاوه بر جذب مخاطبان بیشتر در ردههای سنی مختلف، مخاطبان از دست رفته خود را نیز باز گرداند.

















































































































































































































