آن کریمی، این کریمی؛ شما تفاوتی می‌بینید؟
آن کریمی، این کریمی؛ شما تفاوتی می‌بینید؟

    امیر اسدی/ یکی از بازیکنان سابق فوتبال ایران در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ که در آمریکا سکونت داشت، خاطره جالبی نقل می‌کرد. او می‌گفت چند سال قبل همراه با ایرانی‌های مقیم آمریکا یکی از بازی‌های لیگ برتر را تماشا می‌کردیم. تبلیغ یکی از تیم‌ها بستنی رژیمی پاک بود که روی پیراهن بازیکنان توجه‌ها […]

 

 

امیر اسدی/

یکی از بازیکنان سابق فوتبال ایران در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ که در آمریکا سکونت داشت، خاطره جالبی نقل می‌کرد. او می‌گفت چند سال قبل همراه با ایرانی‌های مقیم آمریکا یکی از بازی‌های لیگ برتر را تماشا می‌کردیم. تبلیغ یکی از تیم‌ها بستنی رژیمی پاک بود که روی پیراهن بازیکنان توجه‌ها را به خود جلب می‌کرد. اتفاقاً سرمربی همان تیم شهرستانی نیز مثل بازیکنان، آن لباس را پوشیده بود. وقتی تصویر او را نشان داد، اندام او هرگز با تبلیغ روی پیراهن همخوانی نداشت. نه خبری از رژیم بود و نه اندامی متناسب با استایل یک مربی حرفه‌ای. پیشکسوت فوتبال ایران می‌گفت تمام حاضران تعجب کردند و گروهی از آنها خندیدند، چون آن تبلیغ روی پیراهن کسی نقش بسته بود که اندامی چاق و به دور از رژیم غذایی داشت.
در اینکه اندام و نوع لباس پوشیدن یک مربی، او را نزد بازیکنان به یک شخصیت ویژه تبدیل می‌کند هیچ شکی نیست. کافی است شما دو مربی در سطح هم را کنار یکدیگر بگذارید. یکی با لباس و اندام مناسب و دیگری به دور از این خصوصیات. آن وقت ببینید بازیکنان کدامیک را بیشتر می‌پذیرند.
حتی اندام مناسب برای یک مربی و آمادگی بدنی او می‌تواند در تمرینات نیز به او کمک کند. به عنوان نمونه یک مربی که استایل خود را بعد از پایان دوران بازیگری حفظ کرده، راحت‌تر می‌تواند در تمرینات پا به پای بازیکنان بدود و از آمادگی آنها اطلاعات دقیق‌تری داشته باشد. در این زمینه هم نمونه‌هایی وجود دارد. از گابریل کالدرون و کریم باقری بگیرید و به فرهاد مجیدی و علی کریمی برسید.
علی کریمی از جمله بازیکنانی بود که همیشه استعداد چاقی داشت. او اگر فقط چند روز تمرین نمی‌کرد، استایل بدنی‌اش تغییر می‌کرد. به همین خاطر همیشه بیشتر از همه در زمین تمرین بود و اغلب اوقات نیز اختصاصی می‌دوید و وزنه می‌زد. غذاهای لذیذ و مورد علاقه‌اش را نمی‌خورد و به معنای واقعی حرفه‌ای زندگی می‌کرد. کریمی اما بعد از پایان دوران بازیگری نیز ورزش را کنار نگذاشته و می‌بینیم که همه روزه حدود سه، چهار ساعت از وقت خود را صرف دویدن و انجام کارهای بدنی می‌کند.
کریمی حتی در روزهایی که مشغله فراوانی در زندگی فوتبالی و شخصی خود داشته، دو موضوع را فراموش نکرده. ابتدا ساعت خوابش که انگار عقربه کوچک باید روی عدد ۹ باشد و عقربه بزرگ روی ۱۲ و دومی هم همین تمریناتی که به او انگیزه می‌دهد و جادوگر را برای شرکت در دوی ماراتن دبی ترغیب می‌کند. اینها خصوصیات ویژه علی کریمی هستند که چه در دوران فوتبال و چه بعد از آن هرگز رهای‌شان نکرده و همیشه آنها را در برنامه خود قرار داده است.
حالا فکر کنید بعد از مدتی، علی کریمی هدایت تیمی را بر عهده بگیرد. او با انجام تمرینات روزمره و سخت، می‌تواند به خوبی کنار بازیکنان تمرین کند و بیشتر از آمادگی یا عدم آمادگی آنها مطلع شود.
اینها البته ملاک سنجش توانایی‌های یک مربی نیست اما می‌تواند بخشی از مشکلات درون‌ تیمی را برطرف کند و به بازیکنان انگیزه بدهد تا مثل مربی خود برای رسیدن به موفقیت تلاش کنند.
از این دست بازیکنان بزرگی که بعد از پایان دوران فوتبال، ورزش را مثل کفش‌های خود آویزان نکرده‌اند، کمتر می‌بینیم و همین مسأله می‌تواند علی کریمی را به الگویی برای مربیان فوتبال ایران -از این حیث- تبدیل کند. کسی که در دوران بازی هزاران تماشاگر را به ورزشگاه می‌کشاند و حالا هم اغلب افرادی که برای تمرین به مجموعه انقلاب می‌آیند، به تماشای حرکات او می‌پردازند.
دیپلماسی توپ گرد و عقلانیت
احسان محمدی
وقتی تیم‌ملی فوتبال ایران برای مسابقه مقابل بحرین و عراق قرار گرفت و تعدادی از هواداران این دو تیم به صورت هماهنگ رفتار غیرمتمدنانه‌ای در قبال پخش سرود ملی ایران نشان دادند نوشتم که بیش از هر زمان دیگری تنها شده‌ایم. آن رفتارها مثل همیشه به پای «عده قلیلی» گذاشته شد و از اهمیت و اقتدار خودمان سخنرانی‌ها کردیم اما رفتار AFC در قبال حذف یا تهدید به حذف تیم‌های ایرانی از لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا نشان داد تا چه اندازه لابی‌های قوی و صاحب نفوذی علیه ما وجود دارد.
مدت‌ها بود ادعا می‌کردیم که حق ماست در کنفدراسیون فوتبال آسیا کرسی کلیدی داشته باشیم و حالا به راحتی آب خوردن روی نام تیم‌های ما خط قرمز می‌کشند! یعنی تا این اندازه برای‌شان اهمیتی نداشتیم؟ آن رکوردهای بیشترین تماشاگر در بازی‌های خانگی به چشم‌شان نیامد؟ حتماً باید اسپانسرهای گردن‌کلفت داشته باشیم و عشق هواداران و شور و لذت فوتبال FIFA در همه شعارها و نشست‌هایش بر آن تأکید می‌کند در این گوشه دنیا اهمیتی ندارد؟
کسانی گفته‌اند این فقط ما نیستیم که از این آشفته بازار صدمه دیده‌ایم، تیم ملی آمریکا و منچستریونایتد هم سفرشان به قطر برای استفاده از کمپ اسپایر را لغو کردند، آرسنال به دبی نمی‌آید و چند تیم دیگر عطای سفر به خاورمیانه را به لقایش بخشیده‌اند. این یعنی شرایط امن نیست. فارغ از اینکه موافق این ادعاها باشیم یا نه، بعید به نظر می‌رسد که راه‌حل توهین و پرخاش یا کری‌خوانی باشد. خیلی از این راهکارهای ملی- محلی صرفاً مصرف داخلی دارد و برای «حال آمدن جگر» تجویز می‌شود اما گره‌گشا نیست. کشور در شرایطی نیست که افکار عمومی را گرفتار حاشیه‌ها و رنج‌های تازه کرد. فوتبال در همه این سال‌ها یک جان‌پناه برای ما بوده که برای دقایقی گرانی و بیکاری و مشکلات‌مان را با آن فراموش کرده‌ایم و سلب آن از هوادارانی که بسیاری از آنها کاری با سیاست ندارند قطعاً باعث ایجاد شکاف‌های تازه در بدنه اجتماعی می‌شود. در چنین فضایی گرچه «غلط می‌کنند» و «اصلاً اینا کی هستن که برای ما با تمدن ۲۵۰۰ ساله خط و نشون بکشن» و … لایک دارد اما مذاکره و دیپلماسی را برای این دقایق گذاشته‌اند. کار آنها که کت و شلوار می‌پوشند در همه دنیا همین است. درست وقتی سربازها به سوی هم شلیک می‌کنند، دیپلمات‌ها برای منافع کشورهای‌شان بدون گلوله با هم می‌جنگند و برخلاف جبهه جنگ که «یا مرگ یا پیروزی» شعار است، اینجا می‌شود گزینه‌های برد – برد را هم پیدا کرد.
خبر می‌رسد که توافق‌هایی برای خروج از بن‌بست پیدا شده است. اینکه دو دیدار پلی‌آف تیم‌های استقلال و شهر خودرو فعلاً تا آرام شدن آتش تند موافقان و مخالفان در یک زمین بی‌طرف برگزار شود و بعد که مراحل گروهی آغاز شد تصمیمات دیگری گرفته شود و حتی می‌شود مسابقات دور رفت را اول در زمین رقبا برگزار کرد و بعد دیدارهای برگشت را در ایران. اینطور هم گذر زمان از این غبارها کم می‌کند و هم می‌شود اعتماد بدبین‌ها را با خردمندی جلب کرد. از جمله اینکه در مسابقات لیگ هم زمینه حضور خانواده‌ها را فراهم آورد و با این شیوه خط بطلانی بر ناامن بودن استادیوم‌ها کشید و نشان داد جایی که بچه‌ها هم کنار مادرهای‌شان می‌توانند حضور داشته باشند، مرد گنده خارجی باید خجالت بکشد که بگوید می‌ترسم و نمی‌آیم بازی کنم یا سوت بزنم! امید که عقلانیت بر هیجان‌های زودگذر و هزینه‌زا غلبه کند. این کشور به اندازه کافی روزهای پرالتهاب داشته است.