من از مهاباد  می آیم
من از مهاباد  می آیم

    مسعود سليمي / در حوزه ترجمه به زبان فارسی که یکی از زیر مجموعه های بسیار مهم دانش وادبیات به ویژه پس از انقلاب مشروعیت در ایران به حساب می آید در میان بزرگان این عرصه بی تردید آثار دو نفر بیش از دیگران می درخشد، نجف دریا بندری و محمد قاضی که […]

 

 

مسعود سليمي /

در حوزه ترجمه به زبان فارسی که یکی از زیر مجموعه های بسیار مهم دانش وادبیات به ویژه پس از انقلاب مشروعیت در ایران به حساب می آید در میان بزرگان این عرصه بی تردید آثار دو نفر بیش از دیگران می درخشد، نجف دریا بندری و محمد قاضی که هیچ کدام هم ‌در میان ما نیستند و هر دو در آشنایی اهل کتاب این سرزمین با دانش،هنر و ادبیات ان سوی مرزها نقش اثر گذاری دارند.
در این رهگذر محمد قاضی در کنار ۶۵ ترجمه از بسیاری نویسندگان نامدار جهان، کتابی نیز با عنوان خاطرات یک مترجم (چاپ اول/۷۱/انتشارات چشم و‌چراغ) از خود به جای گذاشته که به اندازه ترجمه هایش در جان وروح آدم می نشیند و جا خوش می کند. در انتهای کتاب، فهرست ۶۶ عنوان کتاب محمد قاضی، آمده است ‌که مخاطب حتی با نگاهی گذرا به آن ها، به اهمیت و عظمت هنر وتوانایی این‌انسان بزرگوار و چرایی ماندگاری او‌ می رسد…
با وجود اينكه از سر شور بختي، هيچ‌گاه فرصتي به دست نيامد تا از نزديك با محمد قاضي آشنا شوم اما با ترجمه‌هاي او بود كه بخش مهمي از فرصت آشنايي با كتاب برايم فراهم شد.
در سال‌هاي مياني دهه ۴۰ در حالي كه كتاب به عنوان يكي از دلمشغولي‌هاي ذهني، مرا بيش از پيش به سوي خود مي‌كشيد، چهار اثر بسيار مهم و جذاب از چهار نويسنده متفاوت، نگاه مرا به كتاب در مسيري تازه انداخت سپيد دندان از جك لندن، جزيره پنگوئن‌ها نوشته سلطان نثر فرانسه آناتول فرانس، شاهزاده و گدا از مارك تواين و دست آخر شازده كوچولو، شاهكار كم نظير‌ آنتوان دونت اگزو پري، چهار كتابي بودند با ترجمه عالي و روان زنده‌ياد محمد قاضي كه خاطره و تاثير آنها، هيچ‌گاه مرا رها نمي‌كند تا جايي كه بي‌اغراق بايد بگويم، بخش عمده‌اي از اشتياق من به كتاب كه همچنان با گذر زمان زنده و پويا مي‌نمايد، بي‌ترديد مديون ترجمه‌هاي شيوا و در مواردي كم‌نظير محمد قاضي است.
اهميت و به تعبيري مهم‌تر و ارزنده‌تر عظمت كار محمد قاضي در قياس با مترجمان بزرگي كه ادبيات‌ ما به خود شناخته، به تعدد و تنوع كارهاي او از يكسو و به شيوايي كلام و وفاداري مترجم به اصل اثر از طرف ديگر برمي‌گردد. ۶۸ كتاب كه به غير از «خاطرات يك مترجم» بقيه ترجمه هستند در طول ۵۰ سال از منظر كيفي، آمار بسيار مهمي است ضمن اينكه با نگاهي به كارهاي محمد قاضي، تنوع آثار او ما را به شگفتي و تحسين وامي‌دارد؛ از ولتر، سروانتس، رومن رولان، تولستوي، گورگي و داستايفسكي گرفته تا جك لندن، آناتول فرانس، مارك توآين، كازانتزاكيس، موپاسان، اشتاين بك، دوسنت اگزوپري و بسياري ديگر، همگي از بزرگان و نام‌آوران ادبيات جهان هستند كه برگردان شيوا و وفادارانه، تك‌تك آنها به زبان فارسي كاري بس سترگ و ماندگار مي‌نمايد كه قاضي از پس آن به درستي برآمده است.
از طرفي تنوع محتوايي كارهاي محمد قاضي هم در ادبيات ما به نظر يگانه مي‌رسد كه هيچ مترجم ديگري هنوز نتوانسته به چنين قلمرويي دست يابد برگردان آثار دشواري چون ساده دل از ولتر، دون كيشوت از سروانتس، گاندي نوشته رومن رولان، مسيح باز مصلوب از نويسنده يوناني و صاحب زور‌با يعني كازانتزاكيس يا آدم‌ها و خرچنگ‌ها نوشته خوزوئه دوكاسترو به زبان دشوار فارسي تا جايي كه مخاطب را مجذوب خود كند، بدون ترديد كار هر كسي نيست.
محمدقاضي در كنار ترجمه‌هاي ماندگار خود، در كتابي با عنوان خاطرات يك مترجم، با قلمي روان و جذاب‌ به روايت زندگي شخصي و حرفه‌اي خود پرداخته است.
در مقدمه كتاب مي‌خوانيم: «در دوران جواني كه بسيار به مطالعه علاقه‌مند بودم و كتاب بسيار مي‌خواندم، يكي از موضوعاتي كه بيش از همه مرا به خود جلب مي‌كرد، خاطرات اشخاص مختلف بود كه چه به زبان فارسي و از نويسندگان ايران يا غيرايراني و چه به زبان فرانسه و از نويسندگان خارجي به دست مي‌آوردم با عشق و علاقه تمام مي‌خواندم… همين علاقه باعث شد تا من هم خاطرات زندگي خود را به رشته تحرير درآورم…»
خاطرات يك مترجم، راوي زندگي و حاوي خاطرات يكي از بزرگ‌ترين مترجمان اين سرزمين، كتابي است خواندني و آموختني و به تعبيري نبرد انسان با مشكلات و هم‌زيستي او را با سرنوشت تا رسيدن به قله كاميابي، پيش‌روي خواننده مي‌گستراند.
يكي از مشخصه‌هاي بارز كارهاي قاضي به ذوق و استعداد او در تطبيق واژه‌هاي بيگانه با زبان مادري است. در اين باره خودش مي‌نويسد: «بايد قبول كرد، همچنانكه شاعري طبع روان مي‌خواهد، نه معاني نه بيان مي‌خواهد، ترجمه نيز تنها با سواد داشتن و زبان بيگانه دانستن ميسر نيست وعلاوه بر آنها كه البته شرايط لازم‌اند ولي كافي نيستند. مترجم بايد ذوق و قريحه ترجمه و استعداد خاص اين كار را توام با ذوق سليقه شعر شناسي و زيبا پسندي داشته باشد…»
مشخصه‌هاي مورد بحث در كنار نام و آوازه‌اي كه بر هم زده بود، باعث شد تا محمد قاضي پس از بازنشستگي به فعاليت در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان بپردازد كه حاصل اين دوره، ترجمه كتاب‌هاي با‌خانمان از هكتور مالو، ماجراجوي جوان نوشته ژاك ژروند و به ويژه كتاب بسيار با ارزش زورباي يوناني اثر ماندگار نيكوس كازا‌نتزاكيس است.
محمد قاضي در كتاب خاطرات يك مترجم مي‌نويسد: «پيش از پرداختن به كار ترجمه، شعر مي‌سرودم. صادقانه اين احساس به من دست داده بود كه من هرچه شعر بگويم، هيچ‌وقت يك شاعر طراز اول نخواهم شد و حتي در اوج قدرت طبع و ذوق ياراي برابري با سرايندگاني چون ايرج ميرزا و ملك‌الشعراي بهار نخواهم داشت و حال آنكه با استعدادي كه در كار ترجمه در خود مي‌ديدم و از ديگران مي‌شنيدم، اين اميد را داشتم كه اگر بهترين مترجم نيز نشوم، روزي در صف مترجمان خوب و عامه‌پسند قرار خواهم گرفت و من مترجم خوب و بنام بودن را بر شاعر بد يا حتي متوسط بودن ترجيح مي‌دادم…» و اين‌گونه كه يكي از بهترين مترجمان ايران‌زمين، راه خود را شناخت و مدت ۴۰ سال آن را ادامه داد.
قاضي كه در سال‌هاي آغازين دهه ۳۰ خورشيدي در كارخانه‌اي در شمال كشور كار مي‌كرد در تعطيلات دو، سه روزه‌اي كه به تهران مي‌آمد با يك چمدان كتاب فرانسه به محل كارش برمي‌گشت. او در كتاب خاطرات يك مترجم مي‌نويسد: «از ميان كتاب‌هايي كه با خود به كارخانه برده بودم دو كتاب را جالب و قابل ترجمه يافتم و حس كردم كه علاقه‌مندان به ادبيات خارجي از آنها استقبال خواهند كرد. آن دو كتاب عبارت بودند از «جزيره پنگوئن‌ها» اثر آناتول فرانس نويسنده نامدار فرانسوي كه به سلطان نثر فرانسه معروف است و «سپيددندان» اثر جك لندن نويسنده معاصر آمريكايي…»
محمد قاضي ابتدا ترجمه «جزيره پنگوئن‌ها» را دست مي‌گيرد و به پايان مي‌رساند اما با استناد به اينكه آناتول فرانس در ايران بازار ندارد، هيچ ناشري حاضر به چاپ آن نمي‌شد. به نوشته خودش در كتاب خاطرات، قرار بر اين مي‌شود كه ابتدا يك كار مردم‌پسند آماده كند تا كمي مردم با رسم مترجم آشنا شوند و بعد به سراغ آناتول فرانس بروند.
او مي‌نويسد: «ترجمه «سپيددندان» را در ظرف چهار ماه به پايان رساندم و صفي‌عليشاه آن را چاپ كرد. استقبالي كه از كتاب به عمل آمد بي‌سابقه بود و بنا به اعتراف خود ناشر مردم مي‌آمدند، مي‌گفتند؛ ديگر از اين مترجم كتاب نداريد؟ استقبالي كه باعث شد تا انتشارات صفي‌عليشاه با رغبت فراوان «جزيره پنگوئن‌ها» يكي از نوشته‌هاي مهم آناتول فرانس كه نظرات اجتماعي خود را به‌گونه‌اي طنزآلود در آن بازتاب مي‌دهد، منتشر كند.» محمد قاضي در سحرگاه چهارشنبه ۲۲ دي‌ماه ۱۳۷۶ در سن ۸۷ سالگي ‌در تهران درگذشت و در مهاباد، شهر زادگاهش به خاك سپرده شد. قاضي در آغاز كتاب خاطرات يك مترجم مي‌نويسد: «من از مهاباد مي‌آيم، مردي كه به قول خودش از دوران كودكي‌اش چيز زيادي نمي‌دانست در ادبيات ايران‌زمين اما از او آثار زيادي به يادگار مي‌ماند.»