البته بررسی ریشه اتفاقاتی که طی یکسال گذشته بین کابل و اسلامآباد رخ داد، جنگهایی که درگرفت و خونهایی که ریخته شد، به وضوح روشن میکند که این دو کشور دورنمای سیاسی روشنی در کنار هم ندارند.
روز گذشته برخی منابع خبری گفتند که طالبان تصمیم گرفت همه مناسبات اقتصادی و تجاری با پاکستان را قطع کند و با توجه به اینکه پاکستان بهطور سنتی شریک مهم تجاری برای افغانستان بوده است، جبران آن برای کابل کار آسانی نیست و مقامات طالبان تصمیم گرفتند به جای بندر کراچی به بندرعباس و همچنین چابهار چشم بدوزند و جای خالی پاکستان را با جمهوری اسلامی ایران، ترکمنستان، تاجیکستان و ازبکستان پر کنند.
این تصمیم از آنجایی مهم است که طی دههها، حدود ۴۰ درصد از مواد غذایی، مصالح ساختمانی و همچنین اقلام دارویی مورد نیاز کشور افغانستان توسط شرکتهای پاکستانی تأمین میشد و با توجه به مرزهای طولانی ایران با افغانستان و همچنین نزدیکی بنادری چون چابهار به مرزهای شرق کشور، جمهوری اسلام ایران در میان چند کشور جایگزین، بهترین انتخاب است و میتواند خیلی زود جایگزین پاکستان در مناسبات اقتصادی و تجاری افغانستان شود. ایران همچنین بهخاطر داشتن شرکتهای مهم دارویی میتواند بخش اعظمی از بازار داروی افغانستان را به خود اختصاص دهد و ضمن تأمین نیاز مردم رنجدیده این کشور، تراز تجاری خود را مثبت کنند و به ارزآوری بپردازند.
سیاست و اقتصاد گاه بر هم اثر میگذارند و گاه از هم اثرپذیری دارند و آنچه که بین پاکستان و افغانستان گذشت، نمونه روشن این اصل است. دو کشوری که مناسبات سیاسی بین آنان به هم خورد و تنها چند هفته بعد، بر مناسبات اقتصادی و تجاری آنان اثرگذاشت. اگر اتاق فکر اقتصادی در تهران این فرصت مهم را مغتنم بداند و تلاش کند پا جای پاکستان در بازار افغانستان بگذارد، بسیاری از مشکلاتی که تهران و کابل با هم دارند، حل خواهد شد ازجمله مشکل حقآبه هیرمند و خشکی دریاچه هامون.
اگر تهران بتواند جای خالی پاکستان را پُر و نیاز بازار افغانستان را تأمین کند، در گامهای بعدی میتواند حقآبه هیرمند را نیز در فضایی برادرانه مطالبه کند و بسیار محتمل است که رهبران امارت اسلامی افغانستان نیز به درخواست تهران پاسخ مثبت دهند و هامون پر شود و بخشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی سیستان و بلوچستان حل شود.
جمهوری اسلامی ایران بهترین گزینه برای افغانستان است چون دیگر گزینهها چون تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان به دریاهای آزاد راهی ندارند آن هم در شرایطی که کشور افغانستان به تولیدات صنعتی کشور چین وابسته است و مسیر دریایی آن نیز اقیانوس هند و دریای عمان است.
نکته مهم دیگر که در این خصوص نباید از چشم دولت چهاردهم دور بماند مکانیسم ماشه است که ممکن است تهدیدها و محرومیتهایی را برای فعالان بخش خصوصی فراهم کند و اگر این تجار و بازرگانان، بتوانند جای پاکستان را در مناسبات تجاری با افغانستان بگیرند، کمک بزرگی به تولید ملی شده است.
آنچه که بین امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی پاکستان رخ داد فرصت خوبی برای تهران است اما نباید گذاشت فرصت فوت شود و کارها مانند آنچه که بین ایران و قطر رفت پیش برود. لازم است یادآور شویم حدود ۸ سال قبل مناسبات دوحه و ریاض به سیاهی گرایید و چند کشور عربی، شامل عربستان، امارات، بحرین و مصر قطر را تحریم اقتصادی کردند و با توجه به اینکه نبض بازار قطر در دست تجار و بازرگانان عربستان سعودی بود و تهران نیز مناسبات خوبی با قطر داشت، امیدها بالا گرفت که تجار و بازرگانان ایرانی بتوانند نبض بازار قطر را در دست بگیرند اما در آن شرایط و به دلیل کوتاهی دستگاه دیپلماسی، خیلی زود کشور ترکیه جای ایران را در بازار قطر گرفت.
امروز هم باید شرایط را سنجید و اقدام بهموقع انجام داد چون افغانستان در تلاش و تکاپو برای تأمین نیاز خود به اقلام وارداتی است و بهترین مسیر نیز مرزهای غرب و جنوب این کشور و جمهوری اسلامی ایران است اما اگر ما کوتاهی کنیم، چه بسا کشور ثالثی جای ما را بگیرد.










































































































































































































