علی حیدری یک کارشناس بازار سرمایه گفت: شرکتهای پالایشی به لطف افزایش قیمت دلار و خودروییها به دلیل رشد قیمتی محصولات کارخانهای موجب ایجاد صفهای تقاضا و تعدیل بازار بعد از شکلگیری نیروی سنگین فروش سهام شدند. علی حیدری با اشاره به اینکه دو گروه خودرویی و پالایشیها از تداوم روند اصلاحی بازار در […]

علی حیدری یک کارشناس بازار سرمایه گفت: شرکتهای پالایشی به لطف افزایش قیمت دلار و خودروییها به دلیل رشد قیمتی محصولات کارخانهای موجب ایجاد صفهای تقاضا و تعدیل بازار بعد از شکلگیری نیروی سنگین فروش سهام شدند.
علی حیدری با اشاره به اینکه دو گروه خودرویی و پالایشیها از تداوم روند اصلاحی بازار در روز یکشنبه جلوگیری کردند، افزود: شرکتهای پالایشی به لطف افزایش قیمت دلار جزو معدود شرکتهایی بودند که در این روز تقاضا برای سهام آنها بالا رفت، زیرا نهتنها رشد ارز بر قیمت فروش آنها تأثیر میگذارد، بلکه این موضوع در صورتهای مالی پالایشیها تفاوت ایجاد میکند، چرا که اینها کماکان از نرخ ارز دولتی استفاده میکنند. در بخش خودرو نیز قیمتگذاری خودرو و نحوه این قیمتگذاری سیگنال مناسبی برای سهامداران بود.
وی با بیان اینکه هفته قبل ورود مجدد شورای رقابت در بخش قیمتگذاری خودرو را شاهد بودیم، افزود: ورود نهادهای قیمتگذار و اثرگذاری و تغییر رویه قیمت در بخش صنعت بازار بورس ایران سبب میشود آن سوی ترازنامه شرکت خواسته یا ناخواسته با نوسان شدید همراه شود. البته این بار جای امیدواری بود که علیرغم نوسان یکی دو روزهای که داشت، شورای رقابت بهمحض ورود، قیمت کارخانه را به بازار نزدیک کرد. این باعث یک آرامش نسبی در بازار شد.
حیدری در این خصوص نیز توضیح داد: حقیقیها بر اساس ترسشان از بازار رفتار کردند که یک اقدام منطقی هم بود، اما از طرف دیگر، درباره خرید و جمعآوری سهمها از سوی حقوقیها میتوان سه احتمال را مطرح کرد: یکی اینکه عمدتاً دستوری بوده که با نوع خرید آنها میشود این را متوجه شد. احتمال دوم این است که اینها بهنوعی از خبرها و اطلاعاتی مطلع بودند که دیگران نداشتند. احتمال سوم و خوشبینانه این است که حقوقیها قدرت تحلیل و سنجش بالایی نسبت به هر قشر دیگری داشتند.
وی بیان کرد: میشود از رفتار مسئولان کشور حرکت بعدی بازار را تشخیص داد. در ایران قیمتگذاری یک سنت است و دولت خود را قیم میداند. بنابراین با یک سیگنال ساده از مسئولان میتوان حرکت بعدی بازار را تشخیص داد و این موضوع هم علمی است. هرگاه در جملات مسئولی در لایه دوم مدیریتی متوجه انکار و بعد مقاومت و بعد دستورالعمل و سپس فرافکنی و در نهایت انتشار آمار عجیب و غریب که معمولاً با جشن پیروزی همراه است، شدید، بدانید که از همان ابتدا همان بازاری که انکار میشود در مسیر حرکت دیگری غیر از چیزی است که گفته میشود.
این کارشناس بازار سرمایه توضیح داد: بازار سرمایه را میتوان به چهار قسمت تقسیم کرد: یک بخش انفرادی است که برای سرمایهگذاری نیازی به هوش مالی و تحلیل ندارد و با توجه به معیارهای سطح ابتدایی وارد بازار میشود و تنها لازم است هر بخش که تثبیت قیمت داشت، حدس بزند همان بازار در آینده جهش قیمت خواهد داشت. سطح بعد مدیریتی است که دو مسئله دارد: بخش نرمافزاری و شخص مدیر. بخش نرمافزاری فعلی پاسخگوی این میزان از تقاضا نیست. در بخش مدیر هم بهجای تخصص به تعهد، میدان داده میشود. در بخش سوم هم موضوع رسانه وجود دارد. ما در کشور رسانه آزاد و پیگیر نداریم، به خاطر همین همواره بازار شایعات و اخبار سطحی در بازار سرمایه تأثیرگذار است. در بخش چهارم نیز مسئله قیمومیت دولت در اقتصاد وجود دارد
وی افزود: این چهار لایه مکانیسمی در شکلگیری قیمت به وجود آورده که در سطح عمل تنها با پیگیری یک سیگنال از مسئولان میتوان به بازار بعدی رسید. زیرا مدیران لایههای دوم باید مجریان خوبی باشند. ابتدا در مرحله اول انکار میکنند تا اینکه در نهایت به برکناری یا جشن پیروزی میرسند. بنابراین در همان ابتدا میتوان از طریق رفتارها، سیگنالهای بازار را دریافت.












































































































































































































