محمد ملا علی اکبری / روزنامه نگار- در حالیکه اصولگرایان با توجه رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان توسط شورای نگهبان جشن زودهنگام پیروزی خود در این انتخابات را مدت ها پیش برگزار کرده و خود را پیروز بلارقیب این انتخابات می دانستند، اما با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات، شکاف عمیق میان […]

محمد ملا علی اکبری /
روزنامه نگار-
در حالیکه اصولگرایان با توجه رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان توسط شورای نگهبان جشن زودهنگام پیروزی خود در این انتخابات را مدت ها پیش برگزار کرده و خود را پیروز بلارقیب این انتخابات می دانستند، اما با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات، شکاف عمیق میان این جریان سیاسی بیش از پیش هویدا می شود.
به گزارش «جمله» همزمان با آغاز رسمی تبلیغات انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی نگرانی نسبت به تشتت میان اصولگرایان و پیامد عدم وحدت آنها برای ارائه یک فهرست واحد افزایش یافته است. این در حالی است که هر چه به زمان انتخابات نزدیک تر می شویم، شکاف میان جریان های مدعی اصولگرایی نیز بیشتر خودنمایی می کند.
بر اساس بررسی های صورت گرفته دعوای اصولگرایان با توجه به پیروزی زودهنگام آنان به لطف رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان، بیشتر بر سر تصاحب کرسی ریاست مجلس است. این اختلافات تا حدی جدی شده است که حتی حسین شریعتمداری چهره شاخص و رادیکال اصولگرا که روزنامه کیهان را در اختیار دارد نیز نسبت به آن واکنش نشان داد.
شریعتمداری، در یادداشتی به اصولگرایان هشدار داده که اگر با دو یا چند لیست وارد صحنه انتخابات شوند «خیل عظیم نیروهای حزبا… و وفادار به انقلاب» را دچار سردرگمی و دلسردی میکنند.
مدیر مسئول روزنامه کیهان در این یادداشت که پنجشنبه گذشته منتشر شد ابراز تاسف کرد که سخن از ارائه دو یا چند لیست جداگانه از سوی اصولگرایان در میان است و آن را اقدامی ناپسند خواند که به گفته او نتیجهای جز پراکندگی آرا ندارد.
در روزهای گذشته میان شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی که اغلب گروههای اصولگرا در آن حضور دارند با گروه تندروی جبهه پایداری اختلافها بالا گرفت و به ارائه دو لیست جداگانه منجر شد.
مدیر مسئول کیهان مدعی شده بود که نتیجه ارائه چند فهرست مختلف از سوی اصولگرایان در نهایت این خواهد بود که «میدان را به نفع جریان بدسابقهای باز میکند که علیرغم کارنامه خسارتبار و دروغگوییهای چند هفتهای درباره رد صلاحیت نامزدهای خود، با لیست واحد به میدان خواهند آمد»!
این ادعا در حالی مطرح شده است که شورای عالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاحطلبان پیش از آغاز تبلیغات انتخابات مجلس یازدهم در بیانیهای اعلام کرد که این شورا “هیچ لیست ائتلافی” ارائه نمیکند.
دعوا بر سر سرلیستی ائتلاف
درگیری بین جناحها اصولگرایی به گونهای است که در رسانهها برای یکدیگر جوابیه و تکذیبیه منتشر میکنند.
بعد از نامهنگاری بین حدادعادل و مرتضی آقاتهرانی حالا دعوا به سطح سرلیستها رسیده است؛ یعنی قالیباف، شهردار سابق و مرتضی آقاتهرانی سرلیست جبهه پایداری در رسانهها برای یکدیگر شاخ و شانه میکشند و هرکدام تلاش میکنند که دیگری را نسبت به عدم ائتلاف مقصر اعلام کنند.
با این حال به نظر میرسد از دل این دعواهای درونجناحی جریان سومی ظهور کند و اصولگرایان اینبار نواصولگرایی را جای احمدینژادیها تجربه کنند. براساس گزارش رسانههای اصولگرا، یکی از دلایل اصلی خروج پایداریها از ائتلاف اصولگرایی عدم موافقت با درخواست آنها برای حذف قالیباف از فهرست بوده است امری که آقاتهرانی آن را تکذیب کرد اما همزمان محمدباقر قالیباف بر آن صحه گذاشت.
درواقع تفرقه و چندپاره شدن در جریان اصولگرایی مربوط به امروز و دیروز نیست بلکه این سهمخواهی در همه انتخابات وجود داشته و این جریان سیاسی همیشه از آن رنج برده است. اما شاید در هیچ دورهای چند دستگی که در این انتخابات به وجود آمده است را اصولگرایان تجربه نکرده باشند. چرا که در شرایطی که رقیب آنها حضوری بسیار کمرنگ و حتی در برخی حوزهها اصلا نامزدی ندارد و اصولگرایان به طور کامل میداندار انتخابات شدند، بازهم سهمخواهی بلای جان آنها شده است و درگیر دعواهای درونجناحی شدهاند.
به سبک احمدی نژاد!
شاید بتوان گفت اصولگرایان بعد از احمدینژاد در نهان خود شیوه او را در سهمخواهی پیش گرفته و هر دوره با نامی و استراتژی خاص شانس خود را برای پیروزی محک میزنند.
احمدینژاد درست است که اکنون به یکی از چهرههای طرد شده این جریان تبدیل شده است اما روش او در سهمگرفتن سرلوحه بسیاری از طیفهای اصولگرایی در انتخابات قرار گرفته است.
پیش از این ما شاهد بودیم که نخبگان سیاسی و فکری بر ظهور یک جریان سوم در این دوره از انتخابات تاکید داشتند اما به طور مشخص در حال حاضر ما چنین جریانی را در صحنه انتخابات مشاهده نمیکنیم اما میتوان گفت نواصولگرایی محمدباقر قالیباف و تهدید اصولگرایان از سوی او مبنی بر معرفی لیست جداگانه شاید همان جریان سومی باشد که اصولگرایان نتوانستند از آن عبور کنند و درنهایت مجبور شدند بین پایداریها و قالیباف از او حمایت کنند و حتی حاضر نباشند اسم او را از فهرست خط بزنند. درواقع قالیبافی که سودای ریاستجمهوری را همچنان در سر دارد و در دوره قبل مجبور شد به نفع ابراهیم رئیسی کنارهگیری کند به اندازهای در این جریان قدرت دارد که یک جریان سومی را به نام اصولگرایی رهبری کند؛ جریان سومی که چندان تمایلی ندارد خود را اصولگرا معرفی کند.
ناامیدی از وحدت !
محمدباقر قالیباف سرلیست شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی که از روز دوشنبه (۲۸ بهمن) وارد گفتوگو با جبهه پایداری «برای رسیدن به وحدت حداکثری» شده است، روز نیز برخلاف اعلام قبلی در همایش اقشار حامی شورای ائتلاف حاضر نشد.
پیش از این قرار بود محمدباقر قالیباف با سخنرانی در همایش اقشار حامی ائتلاف نیروهای انقلاب که در مرکز همایشهای تهران برگزار شد آخرین مواضع انتخاباتی خود را اعلام کند اما وی در این نشست حاضر نشد و به جای او سیدرضا تقوی دیگر کاندیدای انتخابات مجلس از تهران سخنرانی کرد.
بنا به اعلام مهدی چمران، عضو شورای ائتلاف نیروهای انقلاب در این نشست، قالیباف برای ادامه بحث و بررسیها برای رسیدن به وحدت حداکثری در جریان اصولگرایی همچنان با اعضای جبهه پایداری در حال گفتوگو است اما آنطور که چمران میگوید وحدت حداکثری هنوز تامین نشده و امیدی هم به نتیجهبخش بودن این مذاکرات وجود ندارد.
چمران در این نشست با انتقاد از ارائه لیستهای متعدد از سوی جریان اصولگرایی اظهار کرد: متاسفانه به رغم همه تلاشها به نتیجه مثبتی نرسیدیم و چندان امیدی هم نیست اما امیدوارم خدا به ما کمک کند که بتوانیم به وحدت برسیم. لیست دادن که هنر نیست. هرکس که نباید یک لیست بدهد.
لیستهای متنوع و یک پرسش ثابت
همزمان با انتشار فهرستهای متنوع اصولگرایان یکی از پرسشهای مطرح شده در رسانهها و شبکههای اجتماعی این بود که وقتی طیفی نتواند در درون جبهه خود به توافقی برای ارائه یک فهرست برسد آیا میتواند برای اداره جامعه متکثر ایران توانایی لازم را داشته باشد؟ این پرسش درباره اصلاحطلبان هم مطرح میشود.
وقتی جریانی نتواند یک تصمیم درست گرفته و یکپارچه آن را عملی کند، آیا میتواند برای آینده کشور تصمیم درست و همهجانبه گرفته و عملی کند؟ شاید از منظر علم سیاست چه از نوع نظری و چه عملی میان این دو موضوع رابطه علمی وجود نداشته باشد اما ناخودآگاه جامعه ایران در پی این پرسش است بیآنکه پاسخی قانع کننده بیابد.












































































































































































































