سینمای گیشه‌محور فاقد عمق  با ضعیف‌ترین دیالوگ‌ها
سینمای گیشه‌محور فاقد عمق  با ضعیف‌ترین دیالوگ‌ها
سینمای امروز ما بیشتر از هر چیزی در پی کسب گیشه و فروش است و همین اولویت باعث شده عمق و کیفیت فیلمنامه‌ها به شدت قربانی شود. حسن اسدی، بازیگر شناخته‌شده تئاتر، سینما و تلویزیون، در گفت‌وگوی اختصاصی با جمله از دغدغه‌هایش درباره ضعف دیالوگ‌ها، نبود سینمای جدی و هنری و تاثیر نقش‌ها بر زندگی بازیگر می‌گوید، وی معتقد است سینما باید فراتر از سرگرمی صرف باشد و به بازتاب واقعی جامعه و دغدغه‌های انسانی بپردازد.

سینمای گیشه‌محور؛ مخاطب، خنده و خلأهای نگران‌کننده

به گزارش روزنامه جمله، حسن اسدی، بازیگر مطرح تئاتر، سینما و تلویزیون، در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار ما، درباره وضعیت فعلی سینمای ایران، اظهار کرد: امروز سینمای ما بیش از هر چیز متکی به گیشه و فروش شده است. تهیه‌کنندگان عمدتاً ترجیح می‌دهند فیلم‌هایی با فضای طنز و کمدی تولید کنند که هم فروش خوبی دارند و هم با استقبال گسترده مخاطبان مواجه می‌شوند، اما این گرایش به طنز و فروش، باعث شده جای سینمای جدی، اندیشمند و هنری به شکلی محسوس خالی بماند؛ موضوعی که نیازمند بررسی و توجه جدی است.
وی افزود: افسوس که در برخی از آثار کمدی امروز، کیفیت دیالوگ‌ها و ساختار فیلمنامه چنان نازل است که تماشای آن‌ها در کنار خانواده به امری دشوار بدل شده است، گرچه این فیلم‌ها با استقبال گسترده‌ای در گیشه مواجه‌اند، اما از نظر محتوا، فاقد عمق و غنای لازم‌اند، بنابراین سینمای جدی ما، که روزگاری تکیه‌گاه فرهنگ و آگاهی‌بخشی در جامعه بود، اکنون از پرده‌های سینما رخت بربسته و جایش خالی‌ست؛ و این خلأ، بی‌تردید شایسته تأمل و بازاندیشی‌ است.

هر نقش، ردپایی در جان بازیگر به‌جا می‌گذارد

بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، در پاسخ به پرسشی در خصوص بازتاب نقش‌ها بر زیست شخصی بازیگر، با صداقتی عمیق و نگاهی درونی، از تجربه‌ای ملموس، خاطرنشان کرد: نقش‌ها، اگر تنها بر صحنه باقی می‌ماندند، شاید این‌چنین اثرگذار نبودند؛ اما ما بازیگران ناگزیر از زیستن با آن‌هاییم، هر نقشی که عمیقاً در آن فرو می‌رویم، بخشی از روح و روان‌مان را درگیر می‌کند. نقش‌های مثبت، اغلب حامل انرژی و حس زندگی‌ هستند و این روشنایی در وجود بازیگر نیز رسوخ می‌کند، اما نقش‌های منفی، ماجرایی دیگر دارند؛ تجربه‌ای که می‌تواند تا عمق جان نفوذ کند، زمانی به‌واسطه تکرار نقش‌های مثبت، وسوسه‌ی ایفای یک کاراکتر منفی به سراغم آمد، نقشی پذیرفته و بازی کردم، اما پس از تماشای فیلم، چنان از آن شخصیت بیزار شدم که روزها و هفته‌ها بار منفی‌اش را بر دوش کشیدم. آن تجربه برایم نقطه‌ی عطفی شد، با خود عهد بستم که اگر قرار باشد دوباره نقش منفی‌ای را بپذیرم، باید آن نقش چنان اصالت و ضرورتی داشته باشد که ارزش ورود به تاریکی‌اش را داشته باشد. بازی در نقش‌های تهی و منفی، تنها برای متفاوت بودن، دیگر جایی در مسیر من ندارد.
وی تصریح کرد: وقتی شما قرار است یک شخصیت را باور کنید، باید با او زندگی کنید، در درونتان فکر کنید، لمسش کنید، این فرآیند ناخودآگاه روی روحیه و افکار آدم تأثیر می‌گذارد، بالاخره ما بازیگران با کاراکترهایمان زندگی می‌کنیم؛ نمی‌شود فقط سطحی از آن عبور کرد.

نقطه‌ی عطف زندگی؛ قبولی در کنکور پس از ده سال وقفه

اسدی در پاسخ به این پرسش که کدام لحظه از زندگی‌اش چنان درخشان و فراموش‌نشدنی‌ است که با یادآوری‌اش برق در نگاهش می‌نشیند، با لبخندی آرام و لبریز از خاطره، عنوان کرد: شاید برایتان باورکردنی نباشد، اما یکی از به‌یادماندنی‌ترین و خاص‌ترین لحظات زندگی من، قبولی در کنکور بود. ما نسلی بودیم که جنگ تحمیلی زندگی‌مان را تحت‌تأثیر قرار داد و تحصیل در آن روزگار بسیار دشوار بود، من نزدیک به ده سال از درس فاصله گرفتم، اما پس از پایان جنگ و با آرام‌تر شدن شرایط، تصمیم گرفتم دوباره مسیر تحصیل را ادامه دهم،وقتی در رشته‌ای که همیشه آرزویش را داشتم «موسیقی» قبول شدم، احساسی وصف‌ناپذیر و سرشار از شادی در من جاری شد. هنوز آن خاطره شیرین و انگیزه‌بخش، همچون نوری روشن در ذهنم می‌درخشد.

هنر، آینه‌ تمام‌نمای جامعه یا سرگرمی بی‌هدف؟

وی در ادامه با نگاهی ژرف و تأمل‌برانگیز به وضعیت کنونی سینما و هنر هفتم، اظهار کرد: سینما، تئاتر، شعر و موسیقی، همه باید کارکردی فراتر از سرگرمی صرف داشته باشند، هنر واقعی یا باید آینه‌ای باشد که واقعیت‌های جامعه را به نمایش بگذارد تا مسئولان بتوانند شرایط مردم را بهتر درک کنند، یا باید مشکلات و معضلات اجتماعی را مطرح کند؛ چه به شکل جدی و چه با زبان طنز. طنز ابزاری قدرتمند است، اما زمانی ارزشمند است که هدفمند و هوشمندانه به کار گرفته شود. متأسفانه امروز شاهد هستیم طنز صرفاً به خنده برای خنده تبدیل شده است، بی‌آنکه عمقی در آن باشد، اگر هنر رسالت اصلی‌اش را فراموش کند، تنها به کالایی بی‌هدف و صرفاً سرگرم‌کننده بدل می‌شود.

اثر جاودانه در انتظار خلق شدن

در ادامه وقتی از حسن اسدی پرسیدم اگر بخواهد تنها یک اثر ماندگار و به یادماندنی برای نسل‌های آینده برجای بگذارد، چه اثری خواهد بود، با تواضع و صداقتی عمیق پاسخ داد: راستش هنوز آن پروژه‌ای که واقعاً از دل برآید و بتوانم بگویم “این اثر باید جاودانه بماند” را تجربه نکرده‌ام، همیشه به دنبال نقشی بوده‌ام که نه تنها برای خودم، بلکه برای مخاطب هم معنا و پیام داشته باشد؛ نقشی که بتواند تأثیری ماندگار بر فرهنگ و هنر کشور بگذارد. امیدوارم در آینده نزدیک فرصتی دست دهد تا در فیلم یا نمایشی حضور داشته باشم که با افتخار به آن نگاه کنم، اثری که خودم به آن باور دارم و بتواند برای آیندگان نیز الهام‌بخش باشد.
وی تأکید کرد: چنین اثری تنها برای بازیگر نیست، بلکه برای تمامی هنرمندان و مخاطبان، لحظه‌ای سرنوشت‌ساز و نمادی از بلوغ و ژرفای هنر به شمار می‌رود؛ هنری که فراتر از یک سرگرمی ساده، حامل پیام‌های انسانی، اجتماعی و فرهنگی باشد و بتواند تأثیری ماندگار بر ذهن و دل مردم بگذارد.

سخنانی از دل یک بازیگر؛ امید به سینمایی پر معنا و تأثیرگذار

اسدی در پایان با همان صداقت و انرژی خاص‌اش، گفت: از شما ممنونم که این فرصت را به من داده‌اید تا بتوانم دغدغه‌ها، دیدگاه‌ها و تجربه‌های خودم را با شما و مخاطبان به اشتراک بگذارم. برای من این گفت‌وگو، نه فقط یک مصاحبه، بلکه فرصتی ارزشمند بود برای بیان حرف‌هایی که سال‌ها در دل داشته‌ام. امیدوارم روزی برسد که سینمای ایران بتواند هم‌زمان در گیشه بدرخشد و هم از نظر محتوا و معنا به جایگاه واقعی و شایسته‌اش دست یابد؛ سینمایی که تماشاگر را نه فقط سرگرم کند، بلکه به فکر وادارد و روح او را غنی سازد. باور دارم این مسیر ممکن است و باید برای رسیدن به آن تلاش کرد.

نجوای دل یک بازیگر؛ شعله‌های امید در افق سینمای ایران

جمله امیدوار است که صدای دغدغه‌مند هنرمندانی چون حسن اسدی، پژواکی شود در گوش زمان؛ پلی میان گذشته‌ی اصیل و آینده‌ای روشن برای سینمای ایران؛ سینمایی که نه‌تنها ابزار سرگرمی باشد، بلکه آینه‌ی تمام‌نمای فرهنگ، اندیشه و زیست جامعه باشد؛ هنری که مخاطب را از دل قاب تصویر، به تأمل، شناخت و تعالی دعوت کند

  • نویسنده : فرزانه حسنی