حمیدرضا صدر انسانی فرهیخته است، هم اهل سینما و ادبیات است، هم عاشق و دلبسته فوتبال، هم با سواد است و قلم خوب و روانی دارد، هم درباره سینما و ادبیات خوب می داند و خوب می نویسد و هم این که فوتبال به قول معروف از نان شب هم برایش واجب […]
حمیدرضا صدر انسانی فرهیخته است، هم اهل سینما و ادبیات است، هم عاشق و دلبسته فوتبال، هم با سواد است و قلم خوب و روانی دارد، هم درباره سینما و ادبیات خوب می داند و خوب می نویسد و هم این که فوتبال به قول معروف از نان شب هم برایش واجب تر است.
مدت هاست که کمتر ظاهر می شود، اما چند روز پیش و پس از بازی بایرن و بارسا و آن نتیجه وحشتناک تاریخی، در یکی از سایت های ورزشی اینترنتی دیده شد، اگرچه کمی خسته به نظر می رسید، اما هم چنان دریایی سرشار از اندیشه و آگاهی را به مخاطب خود منتقل می کرد.
این روزها که فوتبال، تلاش می کند تا از زیر آوار کرونا، خود را بیرن بکشد تا دوباره شوق و شیفتگی میلیون ها طرفدار، سر به آسمان بگذارد، مناسب است بخش کوچکی از کتاب بسیار اثر گذار و نوستالژیک «پسری روی سکوها» (انتشارات زاوش-نشر چشمه/چاپ دوم زمستان ۹۲) نوشته حمیدرضا صدر را با هم بخوانیم.
فوتبالی ها توانایی فراوانی در تدوین ذهنی دارند. جامپ کات های ذهنی شان حیرت انگیز است. می توانند صحنه های بازی را که دیده اند در یکی دو دقیقه پشت سر هم قطار کنند. می توانند درگیری های مسابقاتی را که فقط توصیف شان را شنیده یا خوانده اند بلافاصله پیش روی شان مجسم کنند. می توانند آشناها را کنار غریبه ها قرار دهند. تماشاگران خودی را برابر طزف داران رقیب. اعتراض را کنار خوش آمدگویی. فریاد خشم را کنار گریه ی شوق. هورا کشیدن را کنار سوت زدن. فوتبالی ها می توانند بازیکنان بزرگ و صاحب نام را در چشم به هم زدنی کنار بازیکنان فراموش شده ای بچینند که فقط خودشان آن ها را به یاد می آورند. می توانند مثل نقاش ها رنگ بپاشند. پیراهن سپیدها را در کورس با پیراهن سرخ ها تصور کنند آبی ها را کنار راه راه پوش ها در بستری سبز قرار دهند. می توانند داوران سیاه پوش را بر مسند قدرت به یاد آورند، در حال نمایش کارت قرمز، و بلافاصله همان داور را در منگنه ی دشنام یا برابر حمله ی یک بازیکن، به زمین غلتیده ببینند. فوتبالی ها می توانند با یکی دو جمله دیدار بزرگی را نقد کنند و بازی کلال آوری را با چند واژه ی پر آب و تاب فوق العاده قلمداد کنند. تدوین ذهنی فوتبالی ها فرایندی دائمی است. بیش و کم همیشگی.
فوتبالی ها معمولا در تونل زمان پرسه می زنند. امجدیه ی سال ۱۳۵۰ را وصل می کنند با استادیوم کریکت ملبورن سال ۱۳۷۶ و از استرالیا برمی گردند و به سکوهای استادیوم صدهزار نفری سال ۱۳۵۳٫ از تهران به انزلی می روند و از انزلی به تبریز و از تبریز به اصفهان… می توانند به آینده سفر کنند و بازی تیم شان را برابر حریف بعدی تصور کنند. زدن دو گل زیبا و دریافت سه گل زیبا و دریافت سه گل تلخ را. شکست را. می توانند بلافاصله همان بازی را تصور کنند با سناریو دریافت دو گل و ده نفره شدن تیم شان و سپس زدن گل پی در پی. کسب پیروزی شیرین را.
پسری روی سکوها نوعی وقایع نگاری هم هست. یادآوری صحنه های کلیدی. خاطرنشان کردن صحنه های ساده ای که بر تو تاثیری شاید عمیق و شاید هم در حد یک خاطره گذاشته اند. با یادآوری و یادآوری. تکرار و تکرار. دیدارهایی را از اوایل دهه ی ۱۳۴۰ تا اواخر دهه ی ۱۳۷۰ از میان ثدها بازی مرور کرده ای. مبنای تقسیم بندی دهه ی ۱۳۴۰ کشف فوتبال و سپس پیروزی تاریخی تیم ملی ایران برابر اسرائیل در سال ۱۳۴۷ است که آغازی دیگر برای فوتبال به شمار می رفت. دهه ی ۱۳۵۰ تا زمان انقلاب ۱۳۵۷ طولانی ترین فصل را ساخته، چرا که بیش از هر دوره ای درگیر فوتبال ایران بودی و بیش از هر زمانی روی سکوها نشستی. تعداد روایات مربوط به پرسپولیس و تاج/استقلال در این دوره بیش از سایر تیم هاست، چراکه فوتبال آن عصر در تهران و ایران حول این دو باشگاه می چرخید. فصل بعد وقوع انقلاب تا پایان نبرد جنگ تا حضور در جام جهانی ۱۹۹۸٫ می خواستی نقطه ی پایانی، نمایش شیرین تیم ملی در فرانسه باشد. پیروزی بر ایالات متحده و شب خاطره انگیزی که همه به کوچه ها و خیابان ها ریختند.
این سطور خواه ناخواه توصیف شیفتگی به فوتبال هم هستند. جان کندن برای توصیف دلبستگی گاهی مالیخولیایی که البته همه چیزش هم جنون آسا نیست. درتوصیف این که فوتبال اگر نه لزوما در زندگی، بلکه گشایشی در ذهن است. تلاشی برای یافتن کلید این شیدایی نابخشودنی از نگاه خیلی ها. برای پیدا کردن ریشه های از خود بی خود شدن ها. برای توصیف از خود بی خد شدن ها باید پرده ها را درید. تلاش کرده ای برخی گرده ها را کنار بزنی، ولی خب اعتراف می کنی شهامت دریدن تمام و کمال را نداشته ای. شهامت ابراز خیلی از حقایق را. با این وصف لابه لای تاریخ نگاری ها و وقایع نگاری ها، اعتراف نامه های کوچکی شکل گرفته اند. اعتراف نامه هایی بازتابنده ی دلشوره ها، تردیدها و آشفتگی ها. ترس و امید. مهرورزی و لجاجت. نیمه های پر و نیمه های خالی. اعتراف نامه های بازگوکننده ی تناقضات. تناقض بین آنچه واقعیت داشت و آن چه خیال می کردید واقعیت داشته و نداشته.
سکوها خالی خواهند شد و خالی تر. عتاب زده و ناسزاگوتر. پرتاب سنگ و اشیا به میدان بیشتر خواهد شد. یاغی های فوتبالی یوغ سنگینی بر گردن فوتبالی آویزان خواهند کرد. جنجال چی ها مناقشه خواهند کرد. فرهنگ ضد فرهنگی توسعه خواهد یافت. آلودگی ها بیشتر. حسادت ورزی ها گسترده تر. کینه جویی ها عمیق تر. بساط کهنه پهن کردن، سیره ی دوران خواهد شد. با درگیری های رسانه ای. با پرده دری پشت پرده دری. با انگ زدن و تهمت زدن و تحقیر شعور. اعصاب ها خردتر خواهند شد. داغان تر. هیاهو برای هیچ تکرار خواهد شد و تکرار. یلدای سخن درازتر و بیهوده تر.
با این وصف آموخته اید توپ به ندرت از جایی که انتظارش را می کشید ظاهر می شود. چیزی که کمک فراوانی در زندگی به شما کرده است و آرزو می کنی ای کاش همه چیز به ستایشی از زندگی رسیده باشد. به ستایشی از با هم بودن و کنار هم بودن.



















































































































































































































