کوچ در غبار بی‌توجهی عشایر، گنجینه‌ فراموش‌شده‌ ایران
کوچ در غبار بی‌توجهی عشایر، گنجینه‌ فراموش‌شده‌ ایران
در گوشه‌ گوشه‌ ایران، در دشت‌های وسیع و کوه‌های سر به فلک کشیده، مردمانی به‌نام عشایر زندگی می‌کنند که با تمام سختی‌ها و کمبودها، هنوز پرچم تولید، خودکفایی و استقلال را برافراشته نگه‌ داشته‌اند، عشایر همان‌هایی هستند که با دستانشان هم خاک وطن را می‌پرورانند، هم امنیت آن را تأمین می‌کنند، اما صدایشان هیچ‌گاه به گوش نمی‌رسد.

به گزارش خبرنگار روزنامه جمله، در دل شلوغی‌های بی‌پایان تهران و توسعه روزافزون شهرنشینی، هنوز مردمانی هستند که با دستانی سخت و دلی استوار، سنت‌های دیرینه کوچ‌نشینی را زنده نگه داشته‌اند. شهرستان پاکدشت، واقع در جنوب‌شرقی استان تهران، میزبان بخشی از این جامعه کهن است؛ عشایری که با وجود همه‌ مشکلات، به زندگی در دامان طبیعت وفادار مانده‌اند.

کوچ‌نشینی در حاشیه‌ توسعه شهری
در جریان بازدید میدانی همراه با بسیج عشایر کشور از مناطق عشایری شهرستان پاکدشت، به دیدار خانوارهایی رفتیم که هنوز در چادرهای ساده اما ریشه‌دار خود، اصالت زندگی کوچ‌نشینی را زنده نگه داشته‌اند. یکی از ریش‌سفیدان ایل، با نگاهی پر از خاطره و دست‌هایی پینه‌بسته، گفت: کوچ ما از اردیبهشت آغاز می‌شود و تا اوایل پاییز ادامه دارد. سختی‌ها بیشتر شده، اما این شیوه زندگی، میراث پدرانمان است؛ دل بریدن از آن آسان نیست.

در عطش بی‌پایان، در انتظار نوری که نمی‌رسد
کمبود آب شرب و آب دام، به یکی از بزرگ‌ترین معضلات زندگی عشایری تبدیل شده است. هرچند در برخی نقاط، خانوارها با استفاده از موتور برق یا پنل‌های خورشیدی تلاش می‌کنند نیازهای اولیه خود را برطرف کنند، اما این راهکارها نیز پاسخگوی نیازهای روزمره نیست.
موتورهای برق فرسوده شده و پنل‌های خورشیدی نیز توان تأمین برق برای وسایل پرمصرفی مانند یخچال را ندارند، بسیاری از وسایل خانگی عشایر، از جمله یخچال‌ها، به دلیل نوسان یا کمبود برق دچار آسیب شده‌اند و زندگی روزمره آنان را با مشکلات بیشتری روبرو کرده است.

تشنگی در تاریکی؛ روایت زنی از دل ایل
زنان عشایر، دبه به‌دست، در صف‌های طولانی و بی‌پایان آب ایستاده‌اند؛ زیر آفتاب داغ یا سرمای سحرگاهی، چشم‌انتظار تانکری که شاید امروز هم نرسد. دام‌ها از بی‌آبی ناتوان شده‌اند و زندگی در چادرهای بادخورده، سخت‌تر از همیشه جریان دارد.
یکی از زنان عشایر، با نگاهی پر اشک و صدایی گرفته، به خبرنگار ما گفت: بچه‌هایمان با نور چراغ نفتی درس می‌خوانند، برق درست نداریم، یخچال‌هایمان کار نمی‌کند، شیر و لبنیات‌مان خراب می‌شود، نه آب هست، نه روشنایی… اما ما هنوز ایستاده‌ایم، چون چاره‌ای جز ادامه دادن نداریم.

توسعه‌ بی‌برنامه؛ تهدیدی خاموش برای چراگاه‌های عشایری
گسترش بی‌رویه شهرک‌های صنعتی و ساخت‌وسازهای شهری، به آرامی اما بی‌رحمانه چراگاه‌های سنتی عشایر را به تکه‌هایی پراکنده تقسیم کرده است. اکنون دامداران با بحران کمبود مراتع روبه‌رو هستند و برای تأمین علوفه‌ دام‌های خود مجبور به خرید با هزینه‌های سنگین و غیرقابل تحمل شده‌اند، این روند نه تنها اقتصاد عشایر را تهدید می‌کند، بلکه به‌طور جدی تهدیدی برای تداوم زندگی سنتی و وابستگی عمیق این مردمان به طبیعت به شمار می‌آید.

فریاد خاموش ایل‌ها؛ رسانه‌ها، صدای بی‌صدای عشایر باشید!
عشایر، این فرزندان خاموش طبیعت و تولید، سال‌هاست که در سایه سکوت و بی‌توجهی زندگی می‌کنند؛ بدون رسانه، بدون تریبون و بدون هیاهو! در حالی که بار سنگین امنیت غذایی، حفظ منابع طبیعی و پاسداری از مرزهای فرهنگی ایران بر دوش همین مردمان زحمتکش است. امروز بیش از هر زمان دیگری، رسانه‌ها باید صدای این جامعه مظلوم را به گوش مسئولان و مردم برسانند تا دیگر هیچ‌گاه در سایه غفلت و بی‌توجهی نمانند، چرا که عشایر نه تنها شایسته‌ دیده شدن‌ هستند، بلکه حق دارند تا در دل هر رسانه‌ای، صدای عدالت و حقیقت را از آن خود کنند.

عشایر؛ طلایه‌داران حمایت از انقلاب
سرهنگ سیدهادی صالحی ساداتی، مسئول سازمان بسیج عشایر کشور، در نشست خبری با اصحاب‌رسانه و جمعی از نمایندگان جامعه عشایری، در ابتدا به بررسی فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌روی عشایر پرداخت و اظهار کرد: در آذر ماه سال ۱۳۴۱، اولین تلگراف حمایت از امام خمینی (ره) توسط عشایر کشور ارسال شد، از آن روز تا امروز، عشایر در صف نخست دفاع از انقلاب و ارزش‌های اسلامی ایستاده‌اند.

عشایر، بی‌رسانه و بی‌سلبریتی، اما همیشه در خط مقدم انقلاب
صالحی ساداتی ادامه داد: عشایر نه رسانه‌ای دارند و نه سلبریتی‌ای برای مطرح کردن خود، اما در هیچ برهه‌ای از تاریخ، حتی در سخت‌ترین لحظات، به جمهوری اسلامی پشت نکرده‌اند. آنها مدافعان خاموش انقلاب و پاسداران واقعی کشور هستند و این وفاداری بی‌صدا باید دیده و ارج نهاده شود.
وی همچنین به ظرفیت‌های بی‌پایان صنایع‌دستی عشایر اشاره و اظهار کرد: صنایع‌دستی این مردمان، گنجینه‌ای فراموش‌شده است که با حمایت‌های جدی می‌توان آن‌ها را به موتور محرکه ارزآوری و اقتصادی کشور تبدیل کرد، چرا که این هنرهای بومی، هم ریشه در تاریخ دارند و هم پتانسیل بزرگی برای رشد و شکوفایی دارند.

عشایر؛ قلب تپنده‌ امنیت غذایی ایران
مسئول سازمان بسیج عشایر کشور در ادامه به نقش اقتصادی عشایر اشاره و اظهار کرد: ۲۵ درصد گوشت قرمز دام سبک کشور توسط جامعه عشایری تأمین می‌شود، بیش از ۲۷ میلیون رأس دام سبک در اختیار عشایر است، این نشان‌دهنده‌ بهره‌وری بالا و اهمیت استراتژیک آنان در تأمین امنیت غذایی کشور است.
وی افزود: هرچه بیشتر به عشایر رسیدگی کنیم، آسیب‌پذیری کشور در برابر بحران‌های غذایی و ارزی کمتر خواهد شد. اگرچه جامعه عشایری تنها بخش کوچکی از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد، اما همین اقلیت، نقشی حیاتی و بی‌بدیل در تأمین امنیت غذایی ایفا می‌کند؛ نقشی که هیچ نیروی دیگری قادر به جایگزینی آن نیست. در واقع، این جمعیت کوچک، ستون‌های اصلی پایداری کشور در برابر چالش‌های بزرگ هستند.

عشایر؛ ستون‌های بی‌ادعای امنیت ملی
شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی همیشه تأکید می‌کرد: «عشایر و طوایف، پادگان‌های زنده امنیت کشور هستند.» این جمله نه تنها سخنی از سر اعتقاد، بلکه حقیقتی است که در هر بحران و تهدید به وضوح به چشم می‌آید. امروز، همچنان عشایر در خط مقدم، نه تنها از مرزهای جغرافیایی، بلکه از مرزهای تولید، فرهنگ و منابع طبیعی کشور دفاع می‌کنند و در واقع، آن‌ها نگهبانان خاموش و استوار سرزمینند که با ایستادگی‌شان، پایداری این کشور را تضمین می‌کنند

عشایر؛ حافظان خاموش طبیعت
وی با تأکید بر اهمیت نقش زیست‌محیطی عشایر، گفت: ۵۹ درصد از مراتع و منابع طبیعی کشور تحت مراقبت و حراست مستقیم عشایر قرار دارد. در واقع، هر چادر عشایری، نه تنها یک خانه، بلکه یک پایگاه نگهداری از منابع طبیعی است. اگر عشایر نباشند، این منابع گرانبها در معرض تهدید جدی قرار می‌گیرند و تخریب مراتع شدت می‌گیرد.

ظرفیت‌های نهفته در دل ایل‌ها
مسئول بسیج جامعه عشایری کشور، در ادامه اظهار کرد: ایل سنگسر در استان سمنان، تنها نمونه‌ای کوچک از عظمت پنهان جامعه عشایری است. سراسر ایران مملو از این ظرفیت‌های عظیم است که اگر شکوفا شوند، اقتصاد کشور متحول خواهد شد.

گردشگری عشایری؛ فرصتی طلایی
وی در خصوص گردشگری عشایری، عنوان کرد: مناطق عشایری، گنجینه‌ای ارزشمند از فرهنگ، سبک زندگی سنتی و طبیعت بکر هستند که بهترین فرصت را برای توسعه بوم‌گردی فراهم می‌کنند. از این رو، در راستای بهره‌برداری اصولی از این ظرفیت‌ها و به منظور صیانت از فرهنگ ایلیاتی و ایجاد اشتغال پایدار در جوامع محلی، در سال جاری ۲۷ مجموعه گردشگری عشایری در نقاط مختلف کشور راه‌اندازی خواهد شد. این اقدام گامی مهم در مسیر توسعه متوازن گردشگری و معرفی میراث معنوی اقوام ایرانی به گردشگران داخلی و خارجی خواهد بود.

کمک عملی به عشایر؛ نهاده، آب و امید
صالحی ساداتی در ادامه با اشاره به اقدامات حمایتی از جامعه عشایری کشور اعلام کرد: بنیاد تعاون بسیج متعهد شده است تا ۲۰۰ هزار تن نهاده دامی در اختیار سازمان امور عشایر کشور قرار دهد؛ اقدامی مؤثر برای پشتیبانی از دامداران عشایری در شرایط سخت اقتصادی و اقلیمی. وی همچنین از برنامه‌ریزی برای احداث ۳۰ هزار مخزن آب شور و ۱۷۰ هزار مخزن آب شرب در سطح کشور خبر داد؛ طرحی کلان که با هدف تأمین نیازهای اساسی زندگی و دام‌های عشایر در دستور کار قرار گرفته است.
وی با تأکید بر بحران کم‌آبی در مناطق عشایری، خاطرنشان کرد: امروز با کمبود شدید آب شرب در این مناطق مواجه هستیم، از همین رو، اولویت نخست ما اجرای طرح‌های تأمین آب آشامیدنی و ایجاد آبشخورهای دام است تا بتوانیم امنیت زیستی و تداوم حیات این جوامع اصیل و سخت‌کوش را تضمین کنیم.

بسیج عشایری؛ ستون مستحکم حمایت
مسئول بسیج جامعه عشایری کشور در ادامه اظهار کرد: هم‌اکنون در سطح کشور، ۲ هزار و ۶۰۰ پایگاه عشایری و ۲۰۰ حوزه مقاومت بسیج عشایری به‌صورت فعال و منسجم در حال خدمت‌رسانی هستند. این ساختارهای سازمان‌یافته، به‌مثابه بازوان توانمند و کارآمد نظام، نقشی کلیدی در پشتیبانی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از جوامع عشایری ایفا می‌کنند. به پشتوانه این ظرفیت‌ها، بسیج عشایری توانسته است در بزنگاه‌های حساس، پشتوانه‌ای مطمئن برای تقویت هویت ملی، ترویج فرهنگ مقاومت، و توسعه پایدار در مناطق کم‌برخوردار عشایری باشد.

نیاز به اصلاح قوانین و آیین‌نامه‌ها
وی با تأکید بر ضرورت بازنگری در رویکردهای قانونی نسبت به جامعه عشایری، خواستار اصلاح ساختارهای حمایتی موجود شد و عنوان کرد: انتظار می‌رود مجلس شورای اسلامی با نگاهی مسئولانه و آینده‌نگر، حمایت‌های ویژه و مؤثری برای جوامع عشایری در نظر بگیرد؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی چون تأمین آب شرب، آب دام‌ها و توسعه زیرساخت‌های حیاتی! با توجه به تشدید خشکسالی‌های اخیر، این مسائل نه‌تنها اولویت‌دار، بلکه برای بقاء و پایداری زندگی عشایری کاملاً حیاتی و غیرقابل چشم‌پوشی هستند.

عشایر؛ نگهبانان محیط زیست یا قربانیان بروکراسی؟
صالحی‌ ساداتی با نگاهی ژرف‌تر به جایگاه جامعه عشایری، تصریح کرد: عشایر، نگهبانان خاموش و وفادار طبیعت ایران‌ هستند؛ حافظان میراثی کهن که قرن‌هاست با کمترین آسیب، در دل زیست‌بوم‌های بکر کشور زندگی می‌کنند. با این حال، متأسفانه در بسیاری از موارد قربانی بی‌تدبیری، بی‌توجهی و پیچ‌وخم‌های فرساینده‌ اداری می‌شوند. این نگاه باید دگرگون شود؛ چرا که عشایر نه‌تنها حافظان فرهنگ و طبیعت، بلکه یکی از کلیدهای طلایی آینده‌ اقتصاد مقاومتی کشور هستند به‌شرط آن‌که دیده شوند، شنیده شوند و حمایت‌های مؤثر و هدفمند از آنان صورت گیرد.

نگهبانان بی‌ادعای وطن را تنها نگذاریم
وی در پایان با لحنی هشدارآمیز گفت: مشکلات جامعه عشایری، صرفاً رنج یک قشر خاص نیست؛ بلکه زنگ خطری است برای امنیت غذایی، پایداری محیط زیست و استمرار فرهنگ اصیل ایران‌زمین! اگر امروز صدای مظلومیت عشایر از سوی رسانه‌ها و مسئولان شنیده نشود و فریادشان بی‌پاسخ بماند، فردا شاید برای جبران خسارت‌ها، بسیار دیر باشد؛ دیرتر از آن‌که بتوان ریشه‌های این هویت کهن را دوباره زنده کرد.
مرتع؛ بیش از یک چراگاه، میراثی زنده برای کوچ‌نشینان
در حاشیه دشت‌های پاکدشت، جایی که غبار کویر با نفس‌های دام‌ها در هم می‌آمیزد، ریش‌سفیدان عشایر در سکوتی پرمعنا حرف دلشان را می‌زدند. یکی از آن‌ها، با دست‌هایی پینه‌بسته و نگاهی خیره به دوردست، به خبرنگار ما، گفت: این خاک، این مرتع، آب و علفش، میراث اجداد ماست، قبرهای پدرانمان اینجاست، ما زمین نمی‌خواهیم که خانه بسازیم؛ تنها می‌خواهیم مرتع و چراگاه آبا و اجدادیمان را برای چرای دام‌هایمان حفظ کنیم، منابع طبیعی باید به ما اجازه بدهد این پیوند هزارساله قطع نشود.

زندگی عشایری؛ پیوندی ناگسستنی با طبیعت و میراث اجدادی
در ادامه خبرنگار ما، از یکی از ریش‌سفیدان عشایر سوال می‌کند؛ زندگی عشایری برای شما چه معنایی دارد و چرا این سبک زندگی را انتخاب کرده‌اید؟ او در جواب می‌گوید: زندگی عشایری برای ما یعنی پیوند با زمین و طبیعت است، این زندگی به ما احساس آزادی می‌دهد، چون در دل دشت‌ها و کوه‌ها زندگی می‌کنیم و روزها را با دام‌ها و شب‌ها را در کنار خانواده سپری می‌کنیم، ما از این زمین روزی می‌خوریم و به خاطر این ارتباط با زمین، خود را جزئی از آن می‌دانیم. ما این سبک زندگی را انتخاب نکردیم، بلکه این زندگی انتخاب ماست، نسل‌به‌نسل این شیوه زندگی را از اجدادمان به ارث برده‌ایم و به آن وفادار مانده‌ایم، زندگی عشایری به ما این امکان را می‌دهد که در دامان طبیعت زندگی کنیم، از منابع طبیعی استفاده کنیم و در عین حال از آن‌ها محافظت کنیم، در کنار خانواده‌مان زندگی می‌کنیم و فرهنگ و سنت‌هایمان را زنده نگه می‌داریم چرا که این زندگی برای ما احترام به گذشته و امیدوار به آینده است.

زنان عشایری: ستون‌های استوار زندگی و طبیعت در دل کوه‌ها
در ادامه خبرنگار ما از یکی از زن‌های عشایری سوال می‌کند؛ شما به عنوان یک زن عشایری، چه نقشی در نگهداری و اداره زندگی روزمره دارید؟ او در جواب می‌گوید: ما زن‌های عشایری تمام روز در حال کار هستیم، صبح زود بیدار می‌شویم، باید خوراک دام‌ها را آماده کنیم، لبنیات را بدوشیم و برای خانواده غذا بپزیم، در کنار این‌ها، مراقب بچه‌ها هم هستیم، خیلی وقت‌ها خودمون چادر را می‌زنیم، وسایل را مرتب می‌کنیم و مراقب گله‌ها هم می‌شویم. برای ما زندگی عشایری هم سختی دارد، هم زیبایی، چون همیشه در طبیعت هستیم، اینجا دیگر هیچ‌کس به راحتی نمی‌نشیند، همه باید کمک کنند. اگه به خانواده‌ام کمک نکنم، کارها گره می‌خورد، همه ما این زندگی را دوست داریم.

دلیران بی‌صدا؛ جایی که ریشه‌های ایران هنوز زنده‌اند
به گزارش جمله، در پایان این بازدید میدانی از جامعه سختکوش عشایری، آنچه بیش از همه نمایان بود، وفاداری، نجابت و تلاش بی‌وقفه مردمانی بود که در سایه سختی‌های بی‌شمار، هنوز ریشه‌های فرهنگ و تولید ملی را زنده نگه داشته‌اند، عشایر، بدون تریبون و بی‌مدد از حاشیه‌های رسانه‌ای، در خط مقدم تولید، امنیت غذایی و حفاظت از منابع طبیعی ایستاده‌اند.
امروز، بیش از همیشه، این جامعه به حمایت‌های واقعی، نه شعاری، نیاز دارد؛ حمایت در تأمین آب، خوراک دام، زیرساخت‌های بهداشتی و آموزش! امید آنکه فریاد بی‌صدای عشایر، این ستون‌های خاموش ایران، هر چه زودتر به گوش مسئولان برسد، پیش از آن‌که دیر شود.

و اینجا، جایی‌ست که قلب ایران می‌تپد…
در دل کوه‌های خاموش و دشت‌های بی‌انتها، جایی که صدای توسعه دیر می‌رسد اما صداقت همیشه جاری‌ است، عشایر ایران با غرور زندگی می‌کنند. نه با آسایش، بلکه با شرافت؛
در این بازدید میدانی، میان چادرهایی که سقف‌شان آسمان است و دیوارشان غیرت، با مردمی روبه‌رو شدم که کم دارند، اما کم نمی‌گذارند؛ برای خاک، برای مردم، برای آینده.
صدای بع‌بع گوسفندان با لالایی مادران در هم آمیخته بود؛ نانی بر آتش، چای زغالی، و کودکی که با کفش‌های پاره، اما دلی پر از رؤیا، می‌خندید. اینجا فقر هست، اما خمودگی نه؛ کمبود هست، اما کرامت بیشتر؛ از این سرزمین برگشتم با دلی پر، دوربین خاموش و دفتری پر از واژه‌هایی که هنوز نمی‌توانند وسعت این نجابت را توصیف کنند و حالا، فقط یک چیز می‌خواهم بنویسم: اگر امروز برای این مردم کاری نکنیم، فردا نه فقط آن‌ها، که ما هم چیزی برای افتخار نخواهیم داشت؛ و باشد که این چند سطر، مرهمی باشد بر بی‌صدایی‌شان. باشد که دست‌هایی بالا برود، تصمیمی گرفته شود، و عشایر، این ستاره‌های خاموش ایران، دوباره بدرخشند.

  • نویسنده : فرزانه حسنی