برابر اخبار و همچنین فیلمهایی که از این اتفاق، در رسانهها بازنشر شد، نیروهای امنیتی حاضر در این ضیافت، بلافاصله پس از شنیدن صدای تیراندازی رییسجمهوری و دیگر مقامات ارشد را از سالن بیرون بردند و از مهمانان خواستند زیر میزها پناه بگیرند و دقایقی بعد فرد مهاجم را که فاقد پیشینه کیفری بود، دستگیر کردند.
در ابتدا گفته شد فرد مهاجم یا یکی از مهاجمان کشته شد اما ساعاتی بعد اعلام شد که مهاجم که یک تفنگ ساچمهای، یک تپانچه و چند چاقو داشت با خود داشت، دستگیر شد. برخی منابع خبری هم گفتند مظنون تیراندازی در جریان شام خبرنگاران کاخ سفید، معلم و توسعهدهنده بازیهای ویدیویی است.
ترامپ پیشتر نیز از یک سوءقصد جدی و همچنین چند سوءقصد ادعایی جان سالم به در برد اما این اتفاق به خاطر شرایطی که دونالد ترامپ خود و کشورش را درگیر آن کرد، از اهمیت بسزایی برخوردار است و موجب گمانهزنیهای بسیاری شده است. در نگاه تحلیلی ما دو احتمال اصلی میتواند پشت این اتفاق باشد که در ادامه به آن اشاره میکنیم.
احتمال نخست همان احتمالی است که سال گذشته در ترور «چارلی کرک» فعال رسانهای و حامی دونالد ترامپ رخ داد و متهم نیز دستگیر شد. حقیقت آن است که برخی جریانات فکری و فرهنگی در جامعه آمریکا زمانی که توسط بخش سرمایهسالار و رسانههای زیرنظر آنان، تبلیغ میشوند، تلاش میکنند در داخل کشور فضای هژمونیک رسانهای ایجاد کنند و به مخالفان و منتقدان فرصت و تریبونی نمیدهند و همین رویکرد در میان جامعه، موجی از سرخوردگی و نفرت ایجاد میکند و در نهایت فردی که با اسلحه آشنایی دارد، رأساً و شخصاً بدون اینکه از کسی دستور گرفته باشد، اقدام به ترور میکند. برابر اعلام رسانهها یکی از انگیزههای کسی که به «چارلی کرک» تیراندازی کرد، همین بود و ضارب هیچ دشمنی شخصی با وی نداشته و از جایی هم دستور نگرفته بود. بسیاری انگیزه ترور «جان اف کندی» را نیز در ردیف چنین ترورهایی ارزیابی میکنند.
دونالد ترامپ دقیقاً چنین منش و روشی را در پیش گرفته و بهطور خاص درخصوص برگشتن از شعار انتخاباتی معروف خود «اول آمریکا» و رفتن به دنبال رضایت اسراییل و همچنین آغاز جنگی در منطقه خلیج فارس که آسیبهای اقتصادی وحشتناکی به کشور خود وارد کرد، به هیچ کس پاسخگو نیست و مردمی که در کف جامعه زندگی میکنند و تبعات این تصمیمها را میبینند، فضا و مجالی برای طرح نظرات خود نمیبینند و گوش شنوایی هم وجود ندارد و در چنین شرایطی، ممکن است یک معلم یا یک شهروند عادی که فاقد سابقه کیفری است و رابطهای سازمانی با تروریسم جهانی ندارد، دست به اسلحه شود و تلاش کند به شخص اول کشور بفهماند که سیاستگذاریاش در جامعه مخالفان بسیاری دارد.
دومین احتمال این است که این ترور مهندسیشده بود و با هدف کسب اعتبار برای دونالد ترامپ اجرا شد. سیاستهای جنگی رییسجمهور آمریکا امروز بیش از همه در میان طرفداران خودش منتقد و معترض دارد ضمن اینکه سیاستمداران دموکرات و حتی برخی جمهوریخواهان نیز به این روند اعتراض دارند و وی اعتنایی به این صداها ندارد و دقیقتر اینکه پاسخ محکمی ندارد.
حزب جمهوریخواه پس از عملکرد ضعیف ترامپ و درگیر کردن کشور در جنگی که ارتباطی با منافع ملی این کشور ندارد، آسیب دید و از هماکنون بسیاری از تحلیلگران پیشبینی میکنند این حزب، انتخابات ریاستجمهوری بعدی را به دموکراتها واگذار خواهد کرد.
در چنین شرایطی منطقی است اگر این احتمال را درنظر بگیریم که وی تروری علیه خود را مهندسی میکند تا ضمن کاستن از فضای اعتراضی در جامعه، به دوقطبیسازی دامن بزند و در میان مردم عادی بهویژه جامعه رأیدهندگان خود برای خود و حزب متبوعش اعتباری ایجاد کند. این احتمال از آنجایی قوت میگیرد که بدانیم انتخابات سنا نیز در سوم نوامبر سال جاری میلادی -آبانماه- برگزار خواهد شد و با توجه به عملکرد منفی ترامپ احتمال از دست دادن چند کرسی و در اقلیت قرار گرفتن حزب جمهوریخواه در سنا بالا است.
البته سابقه نشان میدهد که چنین پروندههایی در سیاست داخلی آمریکا برای همیشه مبهم میماند و هرگز ابعاد مختلف آن رسانهای نمیشود مانند پرونده ترور افرادی چون کندی که هنوز کسی انگیزه ضارب را نمیداند.











































































































































































































