در این شرایط، تداوم اصرار بر قیمتهای قدیمی عملاً به تعطیلی نانواییها یا کاهش شدید کیفیت و وزن چانه منجر میشد؛ پدیدهای که در نهایت دولت را ناگزیر کرد تا برای جلوگیری از بحران کمبود نان، تن به اصلاح رسمی قیمتها بدهد.
ضرورت عبور از شعار؛ معیشت مردم فراتر از رقابتهای جناحی
دفاع کورکورانه از عملکرد اقتصادی دولت کنونی یا مقصر تراشیدن مضحک برای پدیدههای علمی اقتصاد، هر دو لبه یک قیچی هستند که آگاهی جامعه را ذبح میکنند. دولت چهاردهم موظف است به وعدههای انتخاباتی خود مبنی بر متناسبسازی حقوقها با تورم پایبند باشد و شجاعت جراحیهای ساختاری را داشته باشد. اما از سوی دیگر، منتقدان نیز باید بپذیرند که اقتصاد با دستور، خطونشان کشیدن و امنیتیسازی اداره نمیشود. نان، نماد بقای جامعه است و تبدیل کردن آن به ابزار تسویهحساب سیاسی، بازی با باروت است. امروز زمان آن فرا رسیده که تمام ارکان تصمیمگیری کشور به جای متهم کردن یکدیگر، بپذیرند که راه نجات سفره مردم، تنشزدایی در سیاست خارجی برای گشایشهای اقتصادی، انضباط مالی شدید در داخل و پایان دادن به سیاستهای شکستخورده قیمتگذاری دستوری است.











































































































































































































