ایران در مسیر تشدید بحران آب
ایران در مسیر تشدید بحران آب
بحران آب در ایران دیگر یک هشدار زیست‌محیطی یا دغدغه کارشناسان نیست؛ این بحران به مسئله‌ای راهبردی تبدیل شده که امنیت غذایی، توسعه اقتصادی، سلامت عمومی، مهاجرت، محیط‌زیست و حتی امنیت ملی را تحت تأثیر قرار داده است.

کاهش بارندگی، افزایش دما، افت منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین و تشدید تنش‌های آبی در بسیاری از استان‌ها، همگی نشان می‌دهد که کشور وارد مرحله‌ای شده که مدیریت منابع آب دیگر با روش‌های سنتی امکان‌پذیر نیست.
کارشناسان معتقدند اگرچه تغییرات اقلیمی سهم مهمی در تشدید بحران داشته، اما بخش عمده مشکلات کنونی نتیجه ناترازی میان عرضه و تقاضای آب است. سال‌ها برداشت بیش از ظرفیت منابع آب تجدیدپذیر، توسعه نامتوازن کشاورزی، الگوی کشت نامناسب، مصرف بالای آب و تأخیر در اصلاح زیرساخت‌ها، منابع آبی کشور را با فشار بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است. به همین دلیل، حتی در صورت بازگشت بارش‌ها به شرایط نرمال نیز نمی‌توان انتظار داشت بحران به سرعت برطرف شود.
یکی از مهم‌ترین هشدارهای مطرح‌شده در گزارش، کاهش سرانه آب تجدیدپذیر کشور است. برآوردها نشان می‌دهد این شاخص طی چند دهه گذشته از حدود سه هزار مترمکعب برای هر نفر به کمتر از ۱۳۰۰ مترمکعب رسیده است؛ رقمی که بر اساس شاخص فالکن‌مارک، ایران را در محدوده تنش آبی قرار می‌دهد. در برخی استان‌های مرکزی و شرقی نیز شرایط از مرحله تنش عبور کرده و به مرز کمبود شدید آب نزدیک شده است.
در این میان، هدررفت آب در شبکه‌های انتقال و توزیع یکی از چالش‌هایی است که کمتر از سایر ابعاد بحران مورد توجه قرار می‌گیرد. از بین رفتن ۲۰ تا ۳۰ درصد آب تصفیه‌شده، آن هم در شرایطی که بسیاری از شهرها با محدودیت منابع مواجه هستند، به معنای از دست رفتن سرمایه‌ای است که برای تولید آن هزینه‌های سنگینی صرف شده است. اگر تنها بخشی از این هدررفت با نوسازی شبکه‌ها و استفاده از سامانه‌های هوشمند کاهش یابد، می‌توان بدون ایجاد منابع جدید، بخش قابل توجهی از نیاز آبی شهرها را تأمین کرد.
از سوی دیگر، گزارش بر نقش فناوری‌های نوین، به‌ویژه فناوری نانو، در مدیریت بحران آب تأکید دارد. توسعه نانوحباب‌ها در تصفیه‌خانه‌ها، غشاهای نانویی، سامانه‌های بازچرخانی پساب، حسگرهای هوشمند تشخیص نشت و جاذب‌های حذف آلاینده‌ها، نشان می‌دهد ظرفیت علمی مناسبی در کشور برای ارتقای بهره‌وری آب ایجاد شده است. این فناوری‌ها می‌توانند مصرف انرژی را کاهش دهند، ظرفیت تصفیه را افزایش دهند و امکان استفاده مجدد از آب را در بخش صنعت و حتی برخی مصارف شهری فراهم کنند.
با این حال، نباید تصور کرد که فناوری به تنهایی می‌تواند بحران آب را حل کند. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد فناوری زمانی مؤثر خواهد بود که در کنار اصلاح سیاست‌های مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی مصرف، افزایش بهره‌وری کشاورزی، قیمت‌گذاری منطقی، بازچرخانی پساب و حفاظت از آبخوان‌ها قرار گیرد. اگر الگوی مصرف و برداشت از منابع تغییر نکند، حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز تنها سرعت بروز بحران را کاهش خواهند داد، نه اینکه آن را متوقف کنند.
همچنین نگاه گزارش به انتقال آب بین‌حوضه‌ای نیز قابل تأمل است. اگرچه این روش در برخی مناطق می‌تواند راهکاری اضطراری برای تأمین آب باشد، اما بسیاری از کارشناسان آن را راه‌حلی موقت می‌دانند که در صورت اجرا بدون مطالعات دقیق، ممکن است مشکلات زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی جدیدی ایجاد کند. به همین دلیل، انتقال آب نباید جایگزین مدیریت صحیح منابع موجود شود.
آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد، تغییر رویکرد از «توسعه منابع جدید» به «مدیریت تقاضا» است. کاهش مصرف، جلوگیری از هدررفت، افزایش بهره‌وری در کشاورزی که بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب کشور است، توسعه بازچرخانی فاضلاب و استفاده از فناوری‌های هوشمند، مجموعه اقداماتی هستند که می‌توانند پایداری منابع آب را افزایش دهند.
در نهایت، بحران آب ایران صرفاً یک مسئله فنی یا اقلیمی نیست؛ نتیجه سال‌ها ناهماهنگی میان توسعه، مدیریت و مصرف منابع است. فناوری‌های بومی و نوآوری‌های دانش‌بنیان می‌توانند ابزارهای ارزشمندی برای عبور از این بحران باشند، اما موفقیت آنها به شرطی محقق خواهد شد که در کنار اصلاحات ساختاری و تصمیم‌گیری‌های بلندمدت قرار گیرند. آینده منابع آب کشور بیش از آنکه به میزان بارندگی وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی آب و نحوه مدیریت این سرمایه حیاتی گره خورده است.